خلاصه کلی از چکاوک با قلم الهه خانم

خلاصه کلی از سریال چکاوک

همونطوری که تا الان دیدید داستان سریال چکاوک از جایی شروع میشه که فریده تو بچگی پدر ومادرشو از دست میده ویتیم میشه وسرپرستی اونو یکی از خاله هاش به اسم بسیمه وشوهر خاله ش به اسم سیف الدین قبول میکنن وفریده کوچولو هم به درخواست پدرش( قبل از مرگش) تو مدرسه فرانسوی ها ثبت نامش میکنند واونجا مشغول به تحصیل میشه تا در آینده معلم بشه.

فریده یه پسر خاله به اسم کامران ویه دخترخاله به اسم نجمیه داره واونا از بچگی با هم بزرگ شدن ولی کامران وفریده با اینکه از بچگی یه احساساتی به هم داشتند اونو مخفی میکنند وبیشتر با لج ولجبازی ودعوا با هم سر میکنن تا اینکه فریده وکامران بزرگ میشن وکامران یه دکتر حاذق وماهر میشه وعاشق یه زن بیوه ای به اسم نریمان که از دوستای مادرشه میشه وفریده هم این موضوعو زود میفهمه

خب حالا بریم سراغ دوست کامران والبته نقش منفی فیلم سلیم که با کامران خیلی صمیمی هستند ولی این آقا سلیم یه ناپدری به اسم لونت داره که خیلی آدم بدیه وبا خونواده کامران هم از بچگی مشکل داره واینو بگم این آقا لونت چون تو جوونی عاشق گزیده مادر فریده بوده ولی اونو بهش ندادند حسابی عقده ای شده ومیخواد یه جوری از این خونواده انتقام بگیره ویه روزی به سلیم میگه که برای پس دادن قرضی که بهش داره باید یه دختر پولداری رو به اسم فریده تور کنه وسلیم هم قبول میکنه ولی نمیدونه این دختر همون دخترخاله کامرانه ویه روز تو بیمارستان به اشتباه میفهمه فریده مریضه واینجوری سعی میکنه بهش نزدیک بشه والبته این موضوع رو هم به فریده میگه واون بدبخت هم فکر میکنه داره میمیره وتوی شب با خودش فکر میکنه حالا که داره میمیره به کامران پیشنهاد بده تا نقش معشوقه اونو بازی کنه(چون فریده به بچه های مدرسه شون به دورغ گفته بود که یه معشوقه داره وبه هیچ وجه نمیخواست جلوی اونا کم بیاره وضایع بشه)

در ادامه سلیم متوجه میشه که فریده مریض نیست واشتباه میکرده ولی به بازیش ادامه میده وبه فریده میگه که مریضه وفقط اون میتونه که خوبش کنه وکم کم عاشق فریده میشه که یه روز فریده با آزمایش دادن میفهمه که مریض نیست وبه سلیم هم همین موضوعو میگه واونم به دروغ بهش میگه حتما داروها وغذاهایی که خورده باعث خوب شدن اون شدند وخودش تصمیم میگیره طبق یه نقشه فریده رو مریض کنه وتوشکلاتایی که براش میاره از اون دارویی که درست کرده تزریق میکنه وبه طور اتفاقی این شکلاتا دست نجمیه میفته وازش میخوره وچند روز مریض میشه وبالاخره میفهمه که سلیم تو شکلاتا چیزی ریخته وپیگیر این ماجرا میشه والبته خود سلیم هم میفهمه نجمیه فهمیده

تو ادامه سریال پدر کامران به طاعون مبتلا میشه وکامران از خون خودش به پدرش تزریق میکنه واینکارش باعث میشه پدرش مداوا بشه ولی همه چیز به این سادگی ها پیش نمیره چون در اون زمان تزریق خون برای اولین بار صورت گرفته بوده واز نظر علما یه کاراشتباه وگناه محسوب میشده وسلیم هم وقتی متوجه میشه فریده دخترخاله کامرانه ازش اجازه میخواد تا فریده رو ببینه وکامران هم اولش اجازه میده ولی بعدش پشیمون میشه واز فرده میخواد تا با سلیم ملاقات نداشته باشه وهمین موضوع باعث میشه تا سلیم به رابطه بین کامران وفریده حسودی کنه وپیش علما بره وکامران بدبخت ولو بده ولی بازم سیاست داره وخودشو واصف یکی از دکترای بیمارستانه کامران معرفی میکنه تا کسی شک نکنه واینجوری هر دوطرف و داره

خلاصه کامران دستگیر میشه ولی از دست مامورا فرار میکنه وبا کمک زنی به اسم کاترینا که خودش خواننده اونجاست به کارناوال پناه میبره واونجا قایم میشه وتو کل شهر قضیه خون دادن کامران به پدرش میپیچه وهمه پشت سرشون حرفای مفت زیادی میزنند واین باعث ناراحتی سیف الدین پدر کامران میشه وازدست پسرش حسابی ناراحت میشه

تا اینجا اینم بگم که فریده تو این موضوع همیشه حامی کامران میمونه وتو این مدتی هم که کامران نیست با نریمان حسابی خوش رفتاری میکنه وبا اینکه خاله ش از این موضوع باخبر میشن وازدست نریمان وکامران ناراحت میشن بازم فریده اونارو حمایت میکنه

خلاصه کامران که تو دردسر زیادی به خاطر این ماجرا میفته والبته روزی هم که میفهمه پدرش ازاون ناراحته حسابی داغون میشه وبه خواست خدا پسراون روحانی که برای کامران حکم اعدام صادر کرده بود یه روز مریض میشه ودکترا تشخیص میدن که طاعون گرفته وروحانی هم برای نجات پسرش از کامران درخواست کمک میکنه وکامران هم بهش کمک میکنه وپسر روحانی خوب میشه واینجوری روحانی پی به اشتباهاتش میبره وکامران وآزاد میکنه وهمه چی به خوبی وخوشی تموم میشه

در ادامه سریال کامران هرروز با شناختن فریده بیشتر بهش علاقه مند میشه ولی هیچ کدوم حرفی بهم نمیزنند ومثل همیشه باهم همش بحث میکنند که یه روزی کامران میفهمه که بین نریمان ولونت یه رابطه وموضوعی بوده واینجوری از نریمان زده میشه وتوضیحات نریمان هم نمیتونه کامران وراضی کنه واینجوری کامران به فریده بیشتر نزدیک میشه

بریم سراغ سلیم ونجمیه..نجمیه که از سلیم خوشش میاد وسعی میکنه اونو صاحب بشه یه روزی تو خونه بحث کاکائوهای سمی رو بهش میگه ودر اتاقشو میبنده تا از سلیم حساب پس بگیره وکلیدشو دستش مییگیره وبا هم بحثشون میشه وسلیم دست نجمیه رو فشار میده ولباس ودیوار اتاق نجمیه کمی خونی میشه وحالا خودتون فکرشو بکنید که وقتی اعضای خونواده میرسن یه در قفل شده وسلیم ونجمیه که تو اتاق با هم تنها بودند ومیبینن ووقتی دیگه که خونم رو لباس نجمیه میبینند فکر میکنند سلیم ونجمیه با هم بودند وکامران حسابی سلیم ومیزنه واز خونه بیرون میکنه واز این لحظه دیگه رابطه سلیم وکامران با هم بد میشه ومثل دوتا دشمن با هم میشن وسیف الدین هم از اونور نجمیه رو حسابی میزنه واز این به بعد هم دیگه اعضای خونواده یعنی کامران وسیف الدین با نجمیه بد میشن واصلا بهش توجهی نمیکنند ونجمیه عقده ای هم وقتی میفهمه خونوادش یه جوره دیگه قضیه رو برداشت کردند به دروغ بهشون میگه حامله ست تا اینجوری سلیم وصاحب بشه

خلاصه کامران وفریده بیشتر با هم وقت میگذرونند وهردفعه که بهم نزدیک میشن یه موضوعی اونارو از هم دور میکنه که یکی ازدلیلاش همین نریمانه که اصلا از کامران نمیگذره ونمیخواد که فریده با کامران باشه وهرکاری ازدستش برمیاد انجام میده ویکی از دلیلای دیگه هم حساس بودن فریده ست که زود از همه چی ناراحت میشه وتو طول سریال ناز زیادی داره وکامران بدبخت وخیلی حرص میده

در ادامه سریال شخصیت هایی زیادی به سریال اضافه میشن ویکیش همین مژگان دخترخاله دیگه فریده ست که دختر عاقلیه وهمدم فریده میشه..یکی دیگه از شخصیت ها یوسفه که به سریال میاد وپسرجمالی خدمتکار اونجاست که اولش میاد اونجا معلومه که عاشق فریده ست واین موضوع رو کامران هم میفهمه وحسابی باهاش دعوا میکنه ولی در ادامه عاشق مژگان خانم میشه ودر اخر هم با هم ازدواج میکنن ومژگان هم حامله میشه

برسیم به سلیم ونجمیه که یه روزی نجمیه خودکشی میکنه واین موضوع باعث میشه تا بالاخره خونوادش اونو با نارضایتی تموم به سلیم بدن واینم بگم این نجمیه خیلی خونوادشو تو طول سریال حرص میده وکاراش حسابی رومخه!!!سلیم ونجمیه با هم ازدواج میکنن ولی سلیم اصلا نجمیه رو دوست نداره وحتی با هم زن وشوهر هم نمیشن که تا روزی که سلیم مست میکنه وبه زور به نجمیه تجاوز میکنه چون نجمیه مقاومت میکرد وبالاخره دروغ نجمیه به واقعیت تبدیل میشه وواقعا حامله میشه ویه روزی که نجمیه کتک میخوره مادرش به خونش میاد واونو با خودش میبره

از اونور کامران وفریده به هم ابراز عشق میکنن ولی خودتون میبینید که هروقت میخواد رابطه این دوتا جوش بخوره بدتر از هم فاصله میگیرن وتو طول سریال یا فریده از دست کامران ناراحت میشه ویا کامران به خاطر کارای فریده ناراحت میشه

در ادامه سلیم که میبینه زنش از خونه رفته حسابی قاطی میکنه وبه عمارت میاد ووقتی که مردای خونه نیستند به زور وارد میشه وفریده رو میدزده وکامران ویوسف هم دنبال فریده میرن وبالاخره کامران فریده رو پیدا میکنه ولی سلیم فرار میکنه وتو روزی که فریده وکامران با هم نامزد میشن به اونجا میادکه نجمیه بهش اجازه نمیده وسلیم واز پله ها پرت میکنه پایین ومیمیره وکامران هم به خاطر اینکه خواهرش به زندان نره خودش جرمو گردن میگیره وبراش حکم اعدام صادر میکنند وتو زندان با اون لونت عوضی یه جا میفتند واونم برای گرفتن انتقام سلیم کامران وبا چاقو میزنه ولی کامران چیزیش نمیشه از اونورفریده همه تلاش خودشو میکنه تا کامران وبیرون بیاره وپیش روحانی میره وبهشون میگه دیه سلیم وپرداخت میکنن ولی مبلغ دیه خیلی زیاد میشه وفریده به سیف الدین میگه که عمارت بفروشن تا کامران آزادیشو بدست بیاره واز اینجاست که شخصیت جدید فیلم یعنی آزالیا که دخترثروتمندیه میاد وعمارت ومیخره وکامران هم از زندان آزاد میشه

تو طول سریال کامران برای یه مدت کوتاه معلم بهداشت مدرسه فریده اینا میشه واین اتفاق باعث بامزه شدن سریال میشه وهمه دخترای مدرسه شیفته معلم خوشتیپشون میشن وکاترینا هم معلم موسیقی مدرسه میشه

در ادامه کامران از آزالیا عمارت و اجاره میکنه تا خونوادش سرگردون نشن وآزالیا هم خودشو یه فرشته نشون میده وبا فریده دوست میشه وبه خونوادش محبت میکنه ولی نگو یه نقشه ای داره ومیخواد به کامران نزدیک بشه

خلاصه فیلم سمت نریمان میره که به سیف الدین به دروغ میگه که از کامران حامله ست وسیف الدین هم برای اینکه رابطه بین کامران وفریده به هم نخوره بهش میگه اونو عقد میکنه تا پدر بچه ش بشه ونریمان هم برای اینکه به عمارت بره وبه کامران نزدیک تر بشه قبول میکنه وبعنوان زن دوم سیف الدین وارد عمارت میشه واین باعث تعجب همه میشه وبسیمه هم قهر میکنه وازسیف الدین جدا میشه وبه خونه آزالیا پناه میبره وفریده هم خیلی از دست شوهر خاله ش ناراحت میشه ولی سیف الدین به کامران وبسیمه همه چیزو توضیح میده که برای چی اینکارو کرده ولی فریده چیزی نمیفهمه

آخرسرفریده همه چیزو میفهمه وکامران وترک میکنه وکامران هم که آزالیا بهش ابراز علاقه کرده بود همون شب مست میکنه وپیش آزالیا میمونه ولی وقتی صبح میشه بهش میگه دیشب وفراموش بکنه که آزالیا بهش میگه خواهرم زائده رو یادت هست تو باعث مرگش شدی که کامران میفهمه آزالیا خواهر زائده بوده وبهش میگه اشتباه فهمیده وبین اون وخواهرش چیزی نبوده که آزالیا دفتر خاطرات خواهرشو برای کامران میاره که از عشق کامران توش نوشته بود که کامران بهش میگه از هیچ چیزی خبر نداشته ولی آزالیا بهش میگه تو باعث مرگ خواهرم شدی(آزالیا فکر میکنه کامران وقتی خواهرش مریض شده اونو مداوا نکرده وبه خواهرش خیانت کرده)

خلاصه یه روزی پرستار زائده به عمارت آزالیا میاد وبهش میگه خواهرت تو خیالات سیر میکرد وبرای خودش تو دفتر خاطرات مینوشت واگه کسی هم عاشقش نبود به دروغ به همه میگفت من معشوقه دارم از این حرفا !!اونجاست که آزالیا میفهمه اشتباه کرده وبه کامران تهمت زده واز کارش پشیمون میشه

یکی دیگه از شخصیت های جالب سریال که تو 3 قسمت آخر سریال وارد فیلم میشه شخصیت مراده(مراد رییس اداره بهداشته) که میخواد دخترش تو مدرسه فرانسوی ها تحصیل کنه ولی دختر کوچولوی بامزه ش اصلا قبول نمیکنه وفقط با فریده میتونه ارتباط برقرار کنه وفریده هم بعنوان معلم خصوصی به خونه مراد که یه مرد مجرد وخوشتیپیه میاد وبه دخترش درس میده که این موضوع باعث میشه کامران حسابی حسودی کنه وچند دفعه هم با مراد دعوا کنه وبه فریده هم بگه حق نداره به اون خونه بره ولی فریده قبول نمیکنه

در ادامه بسیمه با سیف الدین دوباره با هم خوب میشن ودوباره عقد میکنن ونریمان هم مریض میشه وتو بیمارستان بستری میشه وکامران هم برای معالجه ش یه آمپولایی بهش میزنه که خوب بشه ولی نریمان از پا فلج میشه وتقصیر کامران میندازه که به خاطر آمپولای اون بوده ومراد هم که رییس بهداشته این موضوع رو پیگیری میکنه وبه کامران میگه که اون مقصر نیست واینجوری کامران با مراد خوب میشه وبا هم رفت وامد خونوادگی میکنند

در قسمت اخر سریال

فریده از منور میشنوه که بچه نریمان برای کامران نیست واینجوری کامران وفریده با هم دوباره خوب میشن وهمه برای مراسم عروسی خودشونو آماده میکنند وشب هم مراسم برگزار میشه ومراد هم به اونجا میاد واز نجمیه میخواد که باهاش برقصه که این نشون میده مراد عاشق نجمیه میشه ولی چیز بیشتری نشون نمیده ونجمیه هم حسابی شانس میاره چون شخصیت مراد حسابی تو این سریال جذابه واینم بگم نجمیه میخواست بچه شو سقط کنه که آخر سر پشیمون میشه وبچه رو نگه میداره

از اونورآزالیا هم به مراسم میاد واز کامران عذر خواهی میکنه وپیش فریده هم میره ویهویی از دهنش میپیره که کامران شب قبل پیشش بوده وفریده هم با ناراحتی مراسم وترک میکنه واونجارو ترک میکنه وفیلم میره به چند وقت بعد ونشون میده کامران در به در دنبال فریده ست وفریده هم تو یه مسافرخونه با یه دختر بچه زندگی میکنه(نگار فریده اون بچه رو به سرپرستی قبول کرده وتو اون شهر هم معلم شده) که کامران هم به اونجا میاد وبا فریده روبرو میشه وازش معذرت خواهی میکنه وبهش میگه اگه میخواد که دوباره با هم باشند فردا ساعت 12 تو ایستگاه قطار بیاد

تو صحنه آخر نشون میده که کامران منتظر فریده ست وعقربه ساعت رو 12 میره وقطار وایمیسته وکامران یه لبخند کوچیک میزنه ومیره وفیلم تموم میشه واینم بگم تو این صحنه اصلا نشون نمیده فریده میاد یا نه ولی اگه تماشاگر زرنگ باشه همون یه لبخند کامران نشون میده خوشحاله واین یعنی فریده اومده

دوستان گلم این یه خلاصه کلی از سریال بود که براتون نوشتم این سریال واقعا قشنگ بود مخصوصا جر وبحثای بامزه فریده وکامران والبته اینو بگم از وقتی که سلیم مرد یه خورده سریال بی مزه شد که با اومدن مراد دوباره سریال جالب شد ولی حیف که زود تمومش کردند وبه نظرم این سریال یه قسمت کم داشت وزود جمع وجورش کردند.. در کل اگه سوالی در مورد سریال داشتید تو نظرات بهم بگید

 

/ 34 نظر / 1694 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

و كامران وقتي ميفهمه فريده چقدر عاشق كامران بوده و ازدواجش هم صوري و از روي اجبار بوده بدون اينكه فريده بفهمه مقدمات عروسي رو فراهم ميكنه و يك روز قبل از رفتن فريده اون رو سورپرايز ميكنه و فريده هم درخواست ازدواجش رو ميپذيره و بالاخره بعد از پنج سال بهم ميرسن و كامران به فريده اعتراف ميكنه كه دليل خيانتش به فريده اين بوده كه چون فريده دايم با كامران لج بازي ميكرده و بد رفتاري ميكرده كامران فكر ميكرده فريده واقعا عاشقش نيست!و خلاصه كتاب اينجا تموم ميشه! دو واقع اين سريال تنها از روي فصل يك كتاب ساخته شده و فصل دو و سه قرار بود ساخته بشه اما نشد،حتي در يو توب هم تيزر هاي فصل دوم و قسمت ٣١ هست اما هيچوقت پخش نشد و ادامه پيدا نكرد ببخشيد سرتوتون رو درد اوردم،خلاصه رمان به زبان انگليسي در ويكيپديا هست ميتونيد مطالعه كنيد.

شیرین

اره الهه جان منم دختران افتاب تا موقعی که پنج شنبه ها نشون میداد دنبال میکردم ولی الان که دوشنبه ها میده نمیرسم نگاه کنم ولی یکم فیلمه مرموزه و فکر کنم این جالبش کرده.ولی من نمیدونم چرا بوی توت فرنگی و شخصیت بوراکو اصلی خیلی خیلی دوست دارم عشقشون یه جوریه خیلی به دل میشنه.دفنه عمرم تو جای خودشون جالب و قشنگن.من فکر کنم با خواهرتون هم عقیده باشم[چشمک]

firouzeh

Ba salam.Bi nahayat mamnon babate webloge zibatooon.khaste nabashiiiid. Aziiizam neriman va basime bejoz in seryal dg tu che seryali baziii kardan?kheili ashenast ghiyafashooon.mamnon misham javab bediiid.

الهه(کارادایی)

دیبا جون عزیزم منم وقتی کامران نذاشت فریده با سلیم باشه تعجب کردم ولی بعدش فهمیدم که این فریده وکامران فقط با خودشون لج میکردند واحساسی که نسبت به هم داشتند وپنهون میکردند واینو میشه از همون قسمتی فهمید که کامران به فریده میگه اگه من معشوقه ت باشم باید بدونم چند تا قاشق شکر تو چاییت میریزی وبه چه فصلی علاقه داری واین حرفا.. دراصل خودش همه اینارو در مورد فریده میدونه ولی خب چیزی بهش نمیگه وخودشو با نریمان سرگرم میکنه ودر ادامه سریال تازه میفهمه فرید نیمه گمشده اونه وبدون اون نمیتونه زندگی کنه فقط همین ودر مورد حرف نیلو جون منم تو خلاصه ذکر کردم که بعد از مرگ سلیم که قسمت 21 اورجینال بود سریال بی مزه شدوبا اومدن مراد یه خرده جون گرفت که زود تموم شد در مورد کامران هم هیچ وقت تو این سریال این ذهنیت برای من پیش نیومد که هوس بازه چون از وقتی که دیگه به فریده علاقه جدی پیدا کرد از نریمان جدا شد واگه هوس باز بود تو یه قسمتی که نریمان صداش میکنه واونو به اتاق خوابش دعوت میکنه میتونست باهاش باشه ولی اونو پس میزنه واینم بگم این دو زوج بعد از این سریال تو فیلم سینمایی عشق شبیه توست بازی کردند که اونم خیلی قشنگ بود

سارا بهاری

با اینکه سریال طولانی بودش اما خلاصه اض کم بود ش[لبخند]

وجبهه

من تا حالا از هيچ هنر پيشه اي اين قدر خوشم نيومده خيلي دوسش دارم اين کامرانو و خيلي هم به فخريه مياد

نوا

من که نریمان خانم رو دیدم به نظرم 1-2سالی ازاقا کامران کوچکتره وخیلی هم بهم میان مثل:چنارولاله--بیسان ونهاد--جاویدان وحسین کنعان. چرابعضی از دوستان عزیز اینجا به این بنده خدا میگن پیرزن بیوه؟!!

دیبا

مرسی الهه خانوم بابت توضیحتون.از فضای فیلم خیلی خوشم اومده،ولی متاسفانه نمیتونم ببینم.اینکه شما خلاصه ها رو زودتر از پخش مینویسین خیلی خویه،اگه از قسمت خاصی خوشم بیاد میتونم همون قسمت رو ببینم.این خیلی خوبه.بازم ممنون بابت قلم زیباتون و وقتی که میزارین.

نسترن

با نظر شیرین خانم موافقم به نظرم تو سریالهای تابستونی سریال بوی توت فرنگی از همه قشنگتره مخصوصا شخصیت بوراک که خیلی شیطونه

آزاده

ممنون از زحمتتون خلاصه ی مفید و جامعی بود