خلاصه قسمت 276 شمیم عشق

علی حسابی نوشیدنی خورده و همیت الکی بهش زنگ می زنه که لیندا به دارو احتیاج داره علی دارو را می گیره و می اره. همیت می گه که تو باید از لیندا دلجویی کنی به خاطر رفتار امروزت اون همه این کارها را به خاطر عشق کرده علی می گه عشق واقعا اون داشت با یک دروغ زندگی من را عوض می کرد من داشتم بدون شک به این که بارداره یا نه باهاش ازدواج می کردم. اون داشت زندگی من را به هم می ریخت. همیت همش می گه به خاطر عشقش بود. علی می گه عمه مگه شما باهاش دکتر نرفته بودی که همیت هل می شه و می گه توی مطب نرفتم گفتم شاید خجالت بکشه. بازی بوراک عالی است اما متاسفانه دوبلر نتوانسته این صحنه را خوب در بیاورد. لیندا صبح بیدار می شود و می بیند که علی بالای سرش نشسته همه چمدان های او را جمع کرده و می گوید برایت بلیط گرفته ام باید بروی. لیندا می گوید کاش می گذاشتی خوب شوم اما علی می گوید اگر بروی برای هر دوی ما بهتر است تازه تو خودت خواستی زود مرخص شوی پس حالت خوب است. تو درباره بچه دروغ گفتی و با این دورغ با زندگی من بازی کردی سودا همه اینها را می شنود. سودا زود می رود و شکایتش را پس می گیرد. علی به الیف می گوید که به نزدش برود و می گوید من قصدم درباره سودا جدی است و می خواهم با او ازدواج کنم. الیف می گوید اگر این طور است من هر کاری از دستم بربیاید انجام می دهم. علی می گوید او به خاطر مسئله دزدی تحت فشار است و دچار ترس شده بهتر است به دکتر مراجعه کند . الیف می گوید من راضی اش می کنم درباره عروسی هم بهتر است شما همه کار را انجام دهید و او را در موقعیت انجام شده قرار دهید ما عادت به عشق و عاشقی نداریم همیشه یکی برای ما تصمیم گرفته است علی با خوشحالی دنبال کارهای عقد می رود. جریان دکتر رفتن را به همیت می گوید و همیت زودتر قبل از اینکه علی برسد سودا را با مراد به مطب دکتر می فرستد. علی با ذوق وارد خانه می شود اما همیت می گوید که سودا رفته. علی عصبی می شود و می گوید عمه من می خواهم با سودا ازدواج کنم. همیت می گوید تو می دانی خانواده اش کی هستند اصلا از لحاظ سواد و شغلی در یک سطح نیستید اگر بخواهی راجع یکی از کتاب هایی که خواندی صحبت کنی او نمی فهمد شما از دو طبقه اجتماعی متفاوت هستید. البته این حرف همیت به نظر من درست است خیلی وقت ها عشق نمی تونه همه اختلاف ها را بپوشاند. علی می گوید این انتخاب من است و پای درست و غلطش می ایستم می خواهم فردا سودا را عقد کنم اگر بیایی عمه خوشحال می شود همیت حرص می خورد و علی می رود. الیف با سودا حرف می زند سودا می گوید اگر لیندا یک همچین دروغی گفته و علی او را نبخشیده به نظرت وقتی موضوع بچه من رو شود و این باعث ناراحتی خانواده او شود من را می بخشد نه بهتر است از علی دوری کنم

/ 6 نظر / 19 بازدید
رعنا

وای خدا دیگه از دست این سودا حالم داره بد میشه دوست دارم خفش کنم فصلهای قبل باده بود حالا سودا آب ریخته رودست باده....حیف علی عمر....این باده خانم هم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و یوسف مرده با محمت جونش حسابی حال میکنه...

فاطیما

مزگان جون چرا بوراک اینقدر رای کم داره! این همه طرفدار داره من هم دوستش دارم امروز رای دادم به بوراک. مورات سوم شده تو رای گیری خیلی خوبه میان اون همه هنرپیشه تاپ مورات سوم بشه البته فعلا سوم است

فاطیما

[تعجب]مزگان جون امروز تو فیس مورات رفتم انگار عقد کرده با یک نفر البته مطمئن نیستم ولی می توانی ببینی همه تبریک گفتن به مورات. نزدیک ظهر هم کامنت دادم ولی نظرمو ثبت نکردی! خیلی برای من مهم است خواهشا اگر چیزی دستگیرتون شد بگو[تعجب][تعجب]

افسانه

بابا این حمیت خیلی فهمیدهاس یه بار حرف درست زد.انا اخرهفته امتحاناتم تموم میشه اگه ازجسدم نفسی موند جواب میلتو میدم چون نامه میخوای.

رعنا

مژگان جون من تو پست مرحمت فهمیدم این چند ردزه باید برگه تصیح کنی از الان خسته نباشید.....هرزمان وقت کردی درستی و غلط بودن عقد مورات به ماهم بگو..

شپان

سلام مژگان جون میشه اون اهنگ قشنگی تو قسمت256شمیم عشق موقه ی که علی عمر و سودا باهم بودند برای دانلود بذاری؟