خلاصه قسمت 49 دیلا

سلطان از ذوق پسرش حسابی داره می رقصه و ازر هم با دیدن او کلی حرص می خورد. ازر زن جانیپ را یک گوشه می کشد و او را تهدید می کند و لقمه توی دستش را همش در گلوی او فرو می کند و زن جانیپ می گوید که توی اسطبل سلطان را با یک مرد دیده اما صورت مرد را ندیده است. سعید خان که خیلی خوشحال است شروع به شلیک هوایی می کند که ناغافل یکی از گلوله ها به یاسمین خدمتکار خانه می خورد دیلا همراه یاسمین به بیمارستان می رود ازر می گوید بگذارید کس دیگری را معرفی کنیم اما سعید خان نمی گذارد و خودش را تحویل پلیس می دهد. دیلا به عنوان وکیل سعید وارد می شود اما چون هنوز یاسمین به هوش نیامده سعید خان به زندان منتقل می شود. ازر منتظر است تا پدرش ازاد شود تا نامه عاشقانه دیلا را به پدرش بدهد. ازر در ماشین با فاطیمای خیالی حرف می زند و می گوید دست دیلا را رو می کنم و با تو به استانبول می روم. درصد جنون این ازر واقعا بالا است.

/ 5 نظر / 24 بازدید
بازيگوش

[گل][گل]

ژینو

[ماچ][گل]

آوای باران

قسمت 51 زبان اصلی (‌تا الان پخش شده ترکیه ) شوهر دیلا میخواد بهش نزدیک بشه واسش یه پیرهن میخره و میفرسته و ازش میخواد باهاش بره هتل خودشم میره اتاق رو عاشقانه درست میکنه اما دیلا ولش میکنه و ازش فرار میکنه . ملک از اون خونه قهر میکنه از دست رضا فک کنم که چرا دیلا را دوست داره اما رضا میره برش میگردونه . فاطما خیلی ناراحته از دوری آزر مدام گریه میکنه . یه بار با آزر ازدواج هم کرده اما هنوز خونه خودشونه . دیلا میره خونه و جلوی همه کلفت ها با آزر سر فاطما دعوا میکنه و انگار میگه سلطان قاتله . و فاطما ناراحته و اینا . آزر هم میره و سلطان را با بچه اش از خونه بیرون میکنه . سلطان دیگه توی این اتاقی که الان هست زندگی نمیکنه توی یه بالا خونه جدا زندگی میکرد . وقتی هم بیرونش کرد یه جوری که انتقام میگیره و دارم براتون حرف زد . فاطما هم خوشحال بود و رفت آرایشگاه . نمیدونم میخواد چیکار کنه .

مهسا

مرسی آوای باران عالی بود;-)مرسی;-)

مهسا

آوای باران اگر از آینده ها ی دیلا و نارین خبر داشتی حتما بگید لطفا مرسی;-)