خلاصه 256 برگریزان

خلاصه قسمت ٢۵۶ سریال برگ ریزان :

( میلان )

صدف نشسته با افق ( دختر ترک ) درددل می کنه ، کل قصه زندگیشو و عشقش رو به شوکت واسش تعریف می کنه و از برخورد سرد امروز صبح شوکت ( وقتی فرخنده بوسیدش ) شکایت ! عمین موقع شوکت که از سر میز شام بلند شده بود و رفته بود بیرون هواخوری زنگ می زنه به صدف و حالشو می پرسه ، بهش می گه ببخشید صبح نتونستم باهات زیاد صحبت کنم ، دلم برات تنگ شده !

و صدف که هنوز از دست شوکت دلخوره به دروغ می گه قراره با دوستام بریم بگردیم و زود خدافظی می کنه !

(خونه میتهات )

فرخنده ( گوون) بالاخره برای میتات کارا هدیه خریده ، میتات بلوز هدیه رو پوشیده و سر شام از فرخنده تشکر می کنه و یه موزیک می ذاره و فرخنده رو به رقص دعوت می کنه ، فرخنده با بی حوصلگی قبول می کنه ، ولی پس از دو دقیقه رقص ( همش یاد شوکته ) می گه سرم گیج می ره عذرخواهی می کنه می ره بالا ! میتات به نوردان می گه : نکنه حامله ست !؟!؟ نوردان : فکر نمی کنم

(خونه علیرضا )

خیریه می خواد بره خونه نجلا ( نجلا رفته کوش اداسی) تا وسایل جم رو به مستمندان بده که یهو زنگ در رو می زنن ، کسی نیست جز سوزان خانوم ، که امده با کلی بد و بیراه به نجلا از مادرش بخواد تا جلوی دخترش بایسته ! خیریه خانوم هم با فحش اون رو از خونه بیرون می کنه!

( کوش اداسی)

نجلا توی هتل هست و بعد می ره سر پروژه های ساختمونی و هتل سازی که خیریه زنگ می زنه به نجلا از امدن سوزان خانوم می گه

نجلا: می خوان منو با پول بخرن؟!؟ می خوان مانع کار من بشن ! اینجوری منو بیشتر جری می کنن ! اعصابم خورد شد !

خیریه قرص فشارش رو می خوره و از لیلا می خواد اون رو همواهی کنه ، لیلا : چرند نگو مامان یکم منطقی باش من چطور بیام خونه ی اون ؟!؟!

خیریه : دخترم به یه دردی بخور همش غرور و لجبازی ! لااقل بیا به مادرت کمک کن اگه ننهایی سرم گیج بره بیافتم چی ؟! لیلا با دلخوری قبول می کنه

شوکت و علیرضا می رن سر ساختمون یکی از کارگرا بهشون می گه فرخنده خانوم مشتری فرستاده و چند بار زنگ زده !!!! علیرضا عصبانی می شه به شوکت می گه : پس درست. بود ؟! با هم رابطه دارین ؟! اون اینجا اومده ؟! اگه اینطور کنی عاقت می کنم !!! خدا می دونه اون چه نقشه ای داره !!! دیگه نباید گولش رو بخوری !! مگه قحطی مشتری امده که اون مشتری می فرسته ؟!؟!

( شرکت یامان )

یامان خان توی اتاق فرخنده هست ( قسمت دوم نقشه جیدا و فرخنده) جیدا زنک می زنه به تلفن دفتر فرخنده ! فرخنده طبق نقشه می زنه رو ایفون تا صدا پخش بشه ! جیدا شروع می کنه به التماس که تو رو خدا کاری کن یامان منو ببخشه ! به یامان بگو چقد پشیمونم من یامان رو دوست دارم گول اوز رو خوردم ! تو رو خدا کمکم کن !

یامان عصبانی می شه از اتاق می ره بیرون

(خونه نجلا)

خیریه می ره توی خونه ، لیلا دم در منتظر می مونه ، خیریه وسایل رو می بینه می ره دم در به لیلا می گه وسایل خیلی زیاده نمی تونم تنهایی بیارم تو هم بیا کمک ! لیلا وارد خونه نجلا می شه ! ( واسه اولین بار )

خیریه : می بینی چه خونه ی قشنگیه !؟ قصره قصر !!!

ایشالا خدا به تو هم بده ! اینجا پذیراییه ، اینجا اتاق خواب ....! لیلا می گه واسه دیدن خونه نیامدم !

لیلا توی اتاق خواب نجلا عروسک کهنه دوران کودیکشون رو می بینه و به یاد خاطرات خوش اون دوره گریه می کنه !

خیریه می اد می گه کاش با هم قهر نبودین ! هر چقدر تلاش کردم خوشبخت بشین نشد ! قسمت ! هر کدوم از بچه هام یجور بدبخت و اواره !

موبایل لیلا زنگ می خوره ( اوز هست ) لیلا جواب نمی ده یکی از کارتون ها رو می بره بیرون و توی حیاط به اوز زنگ می زنه ! خیریه که شک می کنه دنبال لیلا بیرون می اد و حرفهاش رو می شنوه ! که یهو در خونه بسته می شه و هر دو بیرون می مونن !

خیریه : کی بود ؟! چی رو می خوای جشن بگیری ؟!

لیلا : نازیلا بود !!!! ای وای پشت در موندیم ، من برم کلید ساز بیارم

(هتل کوش اداسی)

نجلا توی رستوران هتل نشسته و به گارسون دستور غذا می ده ، میز کناری یه مرد با ریش کم همراه به زن نشستن ، اصلا با هم صحبت نمی کنن ، انگار از هم دلخورن ، با هم قهرن ، زن ناراحته می گه تو رو خدا یه چیزی بگو علی ، ولی علی همچنان ساکته ، بعد زن باناراحتی بلند می شه می ره ، اما مرده نشسته و همش به نجلا نگاه می کنه !

منبع پیج برگ ریزان

/ 10 نظر / 62 بازدید
عشق به مردم

سلام خوبي دوست من؟ مطالب مفيدي داري به منم سر بزن نظر يادت نره!!!!!!

Mohammad

وبلاگ خیلی خوبی دارین به سایت ما هم سر بزنید http://www.myfundoni.ir

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. [گل] ضمن آرزوي بهترينها براي شما؛ [گل] اين پيام، کارت دعوتيست محضر شما عزيز. ## ‌خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. ## مطمئنا «مطالب متنوع وبلاگ»، پاسخگوي بسياري از سوالات ذهني شماست؛ همانند: @@ جواب شعر: دلخوش از آنیم که حج می‌‌رویم *** غافل از آنیم که کج می‌‌رویم... [گل] @@ کسانی که دنبال تفرقه و اختلاف بین افراد هستند بخوانند [گل] @@ چرا امام زمان(ع) فرزندان قاتلان امام حسین(ع) را می‌‌کشد؟ [گل] @@ آقايان اينگونه همسرداري کنند...(بيست راهکار زندگي شيرين) [گل] (در صفحه دوم وبلاگ) [گل][گل] منتظر حضور و البته «نظرات ارزشمند» شما گرامي هستم.[گل][گل] توصيه ميکنم از باقي صفحات وبلاگ نيز ديدن کنيد. موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

Maryam.a

سلام مژگان جون آهنگ "ثانیه" احسان خواجه امیری به تازگی منتشر شده،در یک کلام فوق العادست،خیلی قشنگ و دلنشینه ختما گوش بده عزیز

نوا

دوستان عزیزم[گل] الان تو فارسی1 یک سریال کره ای به نام (توزیبا ترینی) داره پخش میشه من از وسطاش این سریال رو پیداکردم و دیدم چقدر ناراحتم [ناراحت] که چرا ازاول این سریال و ندیدم به معنای واقعی و درست داره عذاب کشیدن و تاوان پس دادن ادمای بدجنس وبدظات رو نشون میده واینکه چه جوری سرشون به سنگ میخوره و پشیمون میشن ومیان ازکسانی که بهشون بدی کردن حلالیت می گیرن و اتفاقا اینجا ادم های خوب هم خوشبخت میشن[فرشته] [لبخند] [قلب] [گل] [خنده] [تایید] [دست] [شوخی] [ماچ] [رویا] [هورا] [بغل] [راک]

نوا

اما سریالای ترکی چی[سوال] [تعجب] توبیشتر این سریالای ترکی مدام ادم های خوب و درستکار دارن تاوان پس میدن و کلی بلاسرشون میاد:1--تنها میشن مثل: تولگا(سریال ماندگار) نظمی(س برگریزان) ایتن(س روزی روزگاری) باده(س ایزل) ایتن(س کارادایی) توپراک(س شمیم عشق)و...2--یابه صورت فجیحی میمیرن یا کشته میشن:نرمین(س روزگارتلخ) لیلا(بوسه-عشق) هجران(غم هجران) کمال-لاله(عمرگل لاله) عامر(ایزل) مراد(گل رز سیاه) کمال(عمارت سراب) جم (برگریزان) احسان(دیلاخانم) احمد-ایدین(روزی روزگاری)و...3--یااینکه بایدعزیزانشون روازدست بدن:یاسمین(عشق وجزا) فیلیز(روزگارتلخ) تحسین(برگریزان) دیلا(دیلاخانم) ابرو-نارین(رزسیاه) چنار(عمرگل لاله) بوران(سیلا) پولاد(وادی گرگها) امیر(فریحا) ماهور-اینور(کارادایی)و...

نوا

و اما ادم های بدجنس بدظات پست پلید نچسب بینهایت ازخودمتشکرو.... معمولا این ادم ها به یک جاهای تقریبا خوبی میرسن:چنگیز-ایسان (ایزل) هالیده(عمارت سراب) همیت-باده(شمیم عشق) محند-حلمی(عشق ممنوع) مهمت-تورگات(کارادایی) صفا-اندر(روزگارتلخ) کارولین-علی-کنعان-اکبر-اکرام-طغرل(روزی روزگاری) کندال(رزسیاه) هارون-فیاض(ماندگار) اوز-فرخنده(برگریزان)و....حالاشایداخرفیلم یکسری شون بمیرن ولی تا زمانی که زنده هستن کلی بلاسربقیه میارن یکسری هاشون هم خیلی مورد توجه بقیه قرارمیگیرن و چندش اوره که خیلی دوستداشتنی هم خطاب میشن: ایسان(ایزل) کارولین(روزی روزگاری) اوز-فرخنده(برگریزان) محند(عشق ممنوع) هارون(ماندگار)و... واااای خدای من[وحشتناک] میشه یکی به من بگه اینجاچه خبره[سوال] [تعجب] [گریه] [ناراحت] [کلافه] [قهر] [شکست] [افسوس] [اوه] [اوغ] [نگران] [اضطراب] [دلشکسته]

مینو

سلام گلم من ساکن خوابگاه هستم و بی نهایت به سریال های ترکی علاقه دارم،ولی تو خوابگاه دسترسی ندارم،خیلی خوشحالم که این سایتو پیدا کردم و من فکر می کنم شما در آینده نویسنده خوبی می شین. بازم کلی ممنون??

مژگان جونم خبر مربوط به اول شدن انگین اکیورک رو به عنوان بهترین بازیگر تو فستیوال سئول نمیذاری؟ کلی عکس و فیلم و خبر ازش هستتت بذار لطفاااااا

شیدا

نوا جون یه ذره در هم بر هم نوشتی ولی کلا باهات موافقم!! :))