خلاصه قسمت 10 سریال عشق از نو با بازی بوگرا گولسوی

خلاصه قسمت 10 عشق از نو زینب ناراحت میشه وبه سرعت از اونجا دور میشه واز اونور شوکت ومریم هم میرسن واز فاتح میپرسن که چی شده وفاتح هم که حسابی از دستشون عصبانیه بهشون میگه به خاطر کارای اونا به اینجا رسیده وزینب هم فکر میکنه داره بهش خیانت میکنه. فاتح به سرعت دنبال زینب میره وبهش میرسه و میگه اشتباه کرده وازش میخواد تا با هم یه جایی بشینن تا براش همه چیزو تعریف کنه وزینب هم قبول میکنه. فاتح تا میخواد از مادر زینب براش حرف بزنه شوکت میرسه وبحثو عوض میکنه وبه فاتح میگه همه چیزو به زینب گفتی که میخوام برای نوه ام ختنه سورون بگیرم وفاتح هم تایید میکنه ولی زینب اعتراض میکنه ومیگه سلیم هنوز خیلی بچه ست ولی شوکت قبول نمیکنه وزینب هم میگه فکراشو میکنه واینجوری این قضیه هم تموم میشه. ماجرای این قسمت هم ختنه کردن بچه میشه وفاتح وزینب برای بچه کلی خرید میکنن واز اونور شوکت هم تدارکات مراسمو به عهده میگیره. فهمی پدر فاتح که سلین واورهانو تو سینما با هم دیده بود به سلین میگه که دیگه حق نداره از خونه بیرون بره ودور اورهانو باید خط بزنه وسلین هم بهش میگه که دیگه بچه نیست وداداشش فاتح حق داشته به آمریکا فرار کنهوبعدش از ماشین پیاده میشه وسوار اتوبوس میشه وپیش اورهان میره وفهمی دنبالش با ماشین میره ولی سلین نمیفهمه. زینب به فاتح میگه که میخواد درخواست کاری که مریم بهش داده بودو قبول کنه وپیش مریم میره واونم حسابی خوشحال میشه(شرط شوکت برای مریم این بود که درصورتی میتونه کنار دخترش باشه که زینب باخبر نشه که اون مادرشه) که زینب انقدر بهش نزدیکه وقبول میکنه. زینب وفادیک که برای خرید لباس به مرکز خرید رفته بودن فاتحو اونجا تو طلافروشی میبینن وزینب دوباره فکر میکنه که فاتح دور از چشم اون داره یه کارایی میکنه وبهش میگه اینجا چی کار میکنه؟؟فاتح هم بهش میگه میخواسته بدونه گردنبندی که براش فرستاده شده و روش اسم ایرم نامزد قبلیشو نوشته کی فرستاده!!ولی زینب بهش میگه براش دیگه مهم نیست وبهش اطمینان داره ودر آخر این گردنبند بعنوان هدیه به فادیک میرسه وفاتح بهش میگه میتونه اونو بفروشه ولی فادیک برای خودش برمیداره. سلین به کشتی میره وبا اورهان در مورد فرارش صحبت میکنه واز اینکه دیگه تو اون خونه برنمی گرده وهمه اینارو فهمی پدرش که تعقیبش کرده میشنوه ولی اورهان منطقی با سلین صحبت میکنه وبهش میگه این راهشنیست واینجوری خونوادش ناراحت میشن وبه مرور همه چیز حل میشه..فهمی که همه این حرفای اورهانو میشنوه یه جورایی ازش خوشش میاد ولی چیزی نمیگه ویواشکی میره. سلین وقتی به خونه برمیگرده پدرش فهمی بهش میگه میتونه اورهانو ببینه ودیگه از زندانی شدن تو خونه هم خبری نیس سلین که این حرفارو میشنوه حسابی خوشحال میشه وبه اورهان هم میگه واونم حسابی ذوق مرگ میشه(فهمی فکراشو کرد ودید اورهان پسر خوبیه از اونطرف نمیخواست سلینو از دست بده واونم مثل فاتح از خونه فرار کنه) در آخر مراسم ختنه شروع میشه ویه لباس خوشگل تن سلیم کوچولو میکنن وهمگی حاضر میشن وبه سالنی که برای بچه گرفته بودن میرن واونجا حسابی میرقصن ویه خواننده هم میاد ومیخونه وزینب وفاتح هم عاشقونه با هم میرقصن که ناگهان ارتان روبروشون سبز میشه وزینب وفاتح از تعجب دهنشون باز میمونه. پایان قسمت 10

با تشکر از خانم الهه

/ 4 نظر / 119 بازدید
کیمیا.1

اینم فیلم خوبیه. .. مرسی الهه جون. .هرشب به من انرژی میدین

maryam.a

خسته نباشي الهه جان،من به شدت منتظر قسمت11 هستم توFOX ‎ تا قسمت 12 داده.

ثمينه

اره كيميا جان،منم اين سريال رو خيلي دوست دارم،هيج وقت فكر نميكردم يه روز از كسي كه نقش guney رو بازي كرده خوشم بياد! ولي شخصيت فاتح واقعا دوست داشتنيه

الهه(کارادایی)

مژگان جان من خلاصه قسمت 11 براتون میل کردم..راستی شما خبر ندارید که سارا جون ادامه خلاصه هارو میذاره یا نه؟؟چون گفتن از قسمت 12 میذارن من به خاطر حرف ایشون دیگه قسمت 12 رو ننوشتم