خلاصه قسمت 98 سریال کوزه ی گونه ی

سیمای طبق دستور فرهاد وکالتش را از وکیل کوزه ی پس می گیرد. وکیل به کوزه ی زنگ می زند او پیش زینب است . کوزه ی ناراحت می شود از طرفی زینب و حسین هم برای اینکه طلاق چند ماه عقب افتاده ناراحت می شوند. کوزه ی داغون از خونه زینب می زنه بیرون و طبق معمول این جمره است که کوزه ی را میبینه و دلداری اش می دهد. انها به یک کافه می روند و کوزه ی می گه نمی دونم من چرا انقدر بد شانس هستم من چرا نمی توانم یک زندگی عادی داشته باشم و یک شب با ارامش سر روی بالش بگذارم چرا دست به هر کاری می زنم خراب می شود. جمره با اشکی که در چشمانش جمع شده او را نگاه می کند. به کوزه ی می گوید امروز گونه ی خیلی ناراحت بود باهاش بحثم شد اون راجع تو یک چیزهایی گفت توی شب تصادف چه اتفاقی افتاده بود؟ کوزه ی یاد تهدید گونه ی می افته که بهش می گفت تو به خاطر جمره از من متنفری اما روزی که با جمره دوست بشی این را به تو ثابت می کنم. کوزه ی می گه هیچی نگو جمره. جمره با اشک می گه کوزه ی من دوستت دارم خیلی دوستت دارم. کوزه ی می گه ساکت شو جمره. جمره ناراحت می شه و می گه تو یک ترسو هستی کوزه ی . علی می رسه ولی جمره ناراحت می ره. به گونه ی زنگ می زنه. گونه ی یاد اون شب عروسی کوزه ی می افته که جمره تو اتاق مسخره اش کرد و گونه ی قسم خورده بود تلافی کنه حال وقت تلافی بود. به جمره می گه بیا خونه من. جمره می ره و می گه کاش بیرون حرف می زدیم یک موقع بانو می اید و دردسر می شود. که گونه ی می گه بانو شام با دوستاشه. گونه ی می گه ما از بچه گی هر دو عاشق تو بودیم اما من زودتر گفتم اون روز کوزه ی با پول دوربین عکاسی که شکسته بود برات کادو خرید اما ما را هنگام بوسه دید و رفت با بابام سر دوربین حرفش شد و تصادف شد. جمره فقط اشک می ریخت. جمره می خواد بره که گونه ی جلوش را می گیره و می گه من به خاطر اون تو را رها کردم اما اگر تو بخوای همه چیز را رها می کنم جمره را ول نمی کرد اما جمره به زور خودش را جدا کرد و گفت باید برم دستشویی. گلتن نگران جمره است و جمره چون شارژ نداشت بهش زنگ نزده بود به زینب زنگ می زنه و زینب هم به کوزه ی زنگ می زنه که به بادیگارد جمره زنگ بزنه. قبلش توی کافه علی پول ماشینش را که فروخته به کوزه ی می ده تا خسارت فرهاد را بده. کوزه ی بغلش می کنه و می گه خدا به همه یک داداش مثل تو بده. بعد که کوزه ی می رسه خونه و زینب زنگ می زنه نگران می شه به بادی گارد زنگ می زنه و اون ادرس را می ده و کوزه ی می فهمه خونه گونه ی است. سریع لباس می پوشه و راه می افته

/ 6 نظر / 54 بازدید
آراس

خسته نباشی م}گان جان راستی اون آدرس م}گان فیلم میهن بلاگ رو فیلتر کردن[گریه] لطفا یا رو همین آدرس خلاصه ها رو بزار یا یه آدرس جدید بهمون اعلام کن با تشکر عاشقتم...[قلب]

nazanin

خیلی خوب بود عزیزممممممممممممم[قلب]

bahar

عزیزم‏ ‏اینجا‏ ‏بازم‏ ‏میگم‏ ‏زود‏ ‏بیا

hoda

خوب بود

مارال

ببخشيد مژگان جان من اين سريالو خيلي دوس دارمو ديده بودم ولي اولاشو نديدم الان جم سريز داره اولاشو ميده من اومدم خلاصه قسمتاي اولو بخونم ببينم قسمت بعدشو ولي مث اين كه شما قسمتاي اولشو حذف كردين ميشه بگين قسمت هاي 14 و 15 در كدوم سايت هست؟من هر چقدر سايت شما رو گشتم نبود از 98 به بعد بود