در این دو قسمت نشان داده می شود که امیر اول دنیز را می دزده و زینب را همراهش می بره و در واقع بیهوشش می کنه و می بره. زینب می خواد با بچه فرار کنه. امیر پاش درد می کنه و به زینب می گه که برو برام از کشو دارو بیار. زینب کلید را از کشو برمیداره و با نامردی می ره. یعنی واقعا مثل چی سریع جناح عوض می کنه. امیر همین طور درد میکشه . افراد امیر زینب را دستگیر می کنن و برمی گردونن . امیر به زینب می گه که این پایان ما بود کوچولو. برای کمال پیام می فرسته که باید زینب را پیدا کنی و دست و پای زینب رامی بینه و همه ی جا اتاق بنزین می ریزه و یک شمع می گذاره که زینب در شرف اتش گرفتن را نیهان و دنیز پیداش می کنن. نیهان توی صحبت ها با امیر متوجه می شه که امیر گفته بود که زیاد نمی تونم از تو دور بشم و می فهمه که اون در نزدیکی خودش خونه ای اجاره کرده. خلاصه زینب را نجات می دن وای امیر چه حالی بهش داده بود دختره ی ادم فروش . خلاصه امیر، نیهان وکمال را به یک انبار می کشه و اسلحه را در دست نیهان می گذاره و می گه یا بچه ات یا کمال و نیهان دنیز را انتخاب می کنه و به کمال با اشک و اه شلیک می کنه که بعد مشخص می شه که کمال ضدگلوله پوشیده بوده. پلیس اونجا را محاصره می کنه اما امیر از راه های زیرزمینی فرار می کنه. دراین میان کمال را به محوطه ای می کشه که مین گذاری شده و پای کمال روی مین گیر می کنه. امیر می اد و طبق علامت هایی که گذاشته نیهان را نجات می ده که نیهان می دوه سمت کمال که امیر هم می ره نجاتش بده پاش گیر می کنه. امیر با راهنمایی کاریی می کنه که نیهان بره  وبعد به پلیس زنگ می زنه مین زیر پای امیر خنثی می شه ولی برای کمال نمی تونن کاری کنن. کمال دست امیر را نگه می داره  وبعد از یک خداحافظی عاشقانه با نیهان و گفتن اینکه دوستش داره پاش را از روی مین برمیداره و امیر و کمال می میرن. داستان به چند سال بعد می ره و نیهان همش اخرین نامه ی کمال را می خوانه و سر میز نشون می ده که ظاهرا این زینب با هاکان ازدواج کرده و حامله است و بقیه خانواده هم هستن. یعنی زینب چشم عشق و عاشقی را دراین فیلم کور کرده بود.

خلاصه یک پایان غمگین برای این سریال. دوستان کلا پیج کارگردان این سریال را ترکوندن انقدر بهش بد و بیراه به فارسی گفته بودن که البته کار درستی نیست.