ماهور و فریده به دادستانی می روند و بهار مدارکی که یاسین تهیه کرده بود را به انها می دهد در ان مدارک اظهارات شوهر سرار بود که گفته بود با توطئه او به زندان افتاده بود. فریده می گوید من سرار را خیلی وقت است که می شناسم اما انگار هیچ کس ان طور نیست که من از انها شناخت داشتم. ماهور می گوید اگر این درست باشد یعنی اینکه سرار می تواند در قتل دست داشته باشد و یا اینکه بداند یاوری که این همه در پرونده های قاضی سلیمان به ان اشاره شده کیست. یاسین می فهمد که سرار فردای ان روز قرار است به پاریس برود او می رود و این موضوع را به ماهور می گوید ماهور شبانه به در خانه فریده می رود. به کمک برادر فریده که می خواست وارد خانه بشود با فریده ملاقات می کند و می گوید بهتر است فردا ما هم به همراه پلیس به فرودگاه برویم. خانواده فریده خیلی حساس شده اند و فریده به مادرش قول می دهد که یک روز همه ماجرا  را برای او بگوید. اورهان با ایتن ملاقات می کند و ایتن می گوید که ماهور با قاضی پدرت روابط عاشقانه دارد. نژدت اورهان و ایتن را می بیند و با ماشین جلوی اورهان را می گیرد که با ایتن چه کاری داشته اورهان سریع اسلحه نژدت را از روی کمر او می کشد و به سر نژدت نشانه می رود افراد نژدت می خواهند جلوی او را بگیرند که ماهور می رسد و می گوید اورهان برادر اوست و با یک مشت به دهان نژدت می کوبد و می گوید هیچ وقت برای خانواده من دردسر درست نکن. نژدت به ایتن یک کت پوست هدیه داده که ایتن حسابی ذوق مرگ است. فردا صبح تورگات به سرار می گوید که او را به فرودگاه می رساند از ان طرف وقتی ماهور دنبال فریده می رود پدر فریده می بیند که ان دو با هم رفته اند.