اتف به نارین زنگ می زنه و نارین می خواد بره پیشش نامادری اش با صورت زخمی به همراه بچه ها می اید خانه نارین و می گوید که رجب من را کتک زد و من هم از انجا امدم بیرون براش یک نامه گذاشتم که دیگه برنمی گردم. نارین بعد از تماس اتف لباس می پوشه بره که فیرات زنگ می زنه اما نارین می گوید که کار دارم فیرات او را می بیند و دنبالش می کند و می بیند وارد خانه اتف می شود فیرات که از رفتار صمیمی نارین و اتف حسودی اش شده فکر می کند که انها با هم رابطه دارند. به اتف خبر می دهند که شخصی نارین را تعقیب کرده و اتف با شنیدن مشخصات ماشین می فهمد فیرات است اما به نارین نمی گوید مدارک را رو می کند و می گوید در این پروژه غیر قانونی پای فیرات و سرمت هم در گیر است و مدارک را به نارین نشان می دهد. سرمت سینان همان فردی را که برای ایرماک کار می کند  را در رستوران می بیند انها با هم دوست هستند سینان از صاحب کار جدیدش می گوید که زنی زیباست و ازش خوشش امده و ان زن وانمود کرده که از کشور خارج شده. سرمت شک می کند و به علی می گوید سینان را تعقیب کند. سرمت به سراغ ایرماک می رود ایرماک خیلی ترسیده می گوید بیا یک معامله بکنیم و فیلمی که گرفته از ان شب که بعد شادیه دو نفر وارد ساختمان شده اند را به سرمت می دهد و سرمت می گه تو دیگه کی هستی. سرمت قبل دیدن ایرماک ترتیب ملاقات شادیه و ظفر را در بیرون زندان داده بود شادیه با دیدن ظفر عصبی می شود و می گوید من حرفی ندارم من یک زن بد هستم که متهم به قتل مشتری اش است من و تو نمی تونیم اینده داشته باشیم مگر اینکه سوار ماشین زمان بشویم و همه چیز را به عقب برگردانیم یک ضربه به علی می زند و وارد یک ساختمان می افتد علی او را پیدا می کند و با کتک او را به زندان برمی گرداند.