داستان این سریال داستان دو پسر عمو به نام های فرید با بازی (سینان تزجو) همان بازیگر نقش هاکان شوهر چیچک در سریال عشق و جزا و اردینج( بوراک حکی) است. فرید با عشق بچگی اردینج لیلا ازدواج کرده. او نمی تواند پسر به دنیا بیاورد و فالگیر به او می گوید برای پسر دار شدن باید از کس دیگر باردار شوی. لیلا از اردینج باردار می شود و بعد از چند وقت می فهمد که ریحان خدمتکار خانه از فرید باردار است به اردینج دستور می دهد که بچه ر یحان را بکشد اما ریحان از بیمارستان فرار می کند. اردینج او را در یک خرابه به هنگام وضع حمل می بیند اما دلش می سوزد بچه را نمی گیرد اما از ریحان قول می گیرد که دیگر کاری با فرید نداشته باشد. دو پسر عمو کارخانه نان فانتزی دارند و بچه ریحان بعد از دوازده سال بزرگ می شود تکه ای نان می دزدد که فرید می خواهد او را تنبیه کند اما پسر کار می کند و پول نانهایی که دزدیده می دهد. پسر می گوید نام مادرم ریحان است و فریده بچه را تعقیب می کند و ریحان را می بیند