باریش می ره پیش دادستان و می گه که کوزه ی با نقشه فرهاد را به جنگل کشید و همه اینها را علیه کوزه ی می گه. جمره بیچاره پشت در همش داره التماس می کنه باریش می اید بیرون و جمره می گه راحت شدی دیگه من پیشت نمی مونم. باریش می گه تو باید برگردی به همان جایی که ازش امدی اگر زیاد پر رو بازی در بیاری تا اخر عمرت طلاقت نمی دهم برو حالا کوزه ی جونت را پشت میله ها ببین. کوزه ی همش یاد رابطه دمت و شریف می افته می ره در خونه شریف و می بینه که سیمای خانه شریف است بیچاره شریف دوباره کلی کتک می خوره کوزه ی می گه من تو را سر سفره ام بردم من تو را به خانه ام راه دادم اما تو با من چی کار کار کردی نامرد. جمره به کوزه ی زنگ می زنه و می گه فرار کن که باریش علیه تو شهادت داده اما کوزه ی می گه من هرگز فرار نمی کنم. جمره می ره در خونه سامی بهش می گن که دمت و شریف را کوزه ی دیده و قاطی کرده جمره می گه فهمیدم کجاست می ره سر قبر علی. کوزه ی داره با علی دردل می کنه. جمره می گه من این همه وقت سختی را تحمل کردم که باریش تو را به زندان نیاندازه. کوزه ی می گه به خاطر من این همه سختی کشیدی. می بینی علی این جمره از هر مردی مرد تره. هیچ وقت پشت من را خالی نکرد عزیزم من فرار نمی کنم و می مونم. نشان می دهد که کوزه ی بازداشت می شود و اشک های جمره بدرقه راهش می شود. شریف پیشش می رود و می گوید احتمالا بعد از دادگاه ازاد می شوی که کوزه ی سرش داد می زند که از اینجا برو. باریش برای گونه ی درد دل می کند و می گوید که جمره از همان روز عقد پشیمان بود و همش دل دل می کرد که کوزه ی برسد من این همه مدت به بهانه شرکت و گناه کوزه ی او را نگه داشتم تا شاید کوزه ی را فراموش کند و پیشم بیاید اما او هر شب با یاد کوزه ی زجر می کشید ازادش کردم که بره پیش کوزه ی و خودشون مشکلاتشان را حل کنند. باریش به اتاق جمره می رود اول با عشق به اتاق نگاه می کند بعد همه چیز را به هم می ریزد و گردن جمره را پید امی کند و حلقه اش را از دستش در می اورد و پرت می کند. جمره می خواهد شبانه برود و گردنبندش را بیاورد که گلتن جلویش را می گیرد. هندان به زینب زنگ می زند تا بفهمد که واقعا سامی نامزد کرده و زینب قول می دهد که ازش خبر بگیرد. هندان به خانه اش زنگ می زند و صدای اینور را می شنود و حسابی اشک می ریزد. همیشه زنهایی که در سنین بالا طلاق می گیرند اسیب می بینند و تا اخر عمر مجبور به تنهایی هستند