این قسمت همش توی خاطرات فریده و ماهور بود و کلی نوشیدنی خوردن. فریده می ره سفر و اونجا سعی می کنه که ماهور را فراموش کنه. مادر فریده به تورگات می گوید که اون دفعه هم که فریده عاشق ان دکتر بود این طوری شده بود و برای فراموش کردنش چند وقت رفت سفر اگر فریده را می خواهی باید بجنبی. تورگات می رود و برای فریده یک حلقه می خرد. سرار هم در خانه تورگات است و شب را به همراه اوست اینها نوبر هستند برای یکی حلقه می خرند و با یکی دیگر می روند. اورهان داداش ماهور هم از زندان ازاد می شود چون داداش فریده ازش  شکایت نکرده بود می رود خانه و می بیند که نظیف کوچولو در اتاق او می خوابد و اسباب بازی هایش پخش اتاق است عصبی می شود و ماهور می گوید که انها یک سال است با ما زندگی می کنند. اورهان می بیند که همه به ماهور توجه می کنند و این باعث حسادت می شود کلا اصلا نرمال نیست ماهور برای او جشنی می گیرد و یاسین را دعوت می کند اما اورهان هم باز بداخلاق بازی در می اورد و الکی به چند مرد گیر می دهد و با هم دعوایشان می شود اورهان می زند سر یک بطری را می شکند و با ان می خواهد مبارزه کند که ماهور از دستش بیرون می کشد و دستش خونی می شود یاسین شلیک هوایی می کند و می گوید که همه شما را دستگیر می کنم اگر بی خیال دعوا نشوید و همه با دلخوری به خانه می روند.