خلاصه قسمت 1 تا 18 سریال عفت

خیلی از دوستان از من خواسته بودند که خلاصه سریال عفت را برایشان بگذارم.

عفت به همراه پدر و خواهرش زندگی می کند. او عاشق جمیل است که راننده تاکسی است ان دو به هم علاقه دارند و جمیل به او قول ازدواج داده . در جشن عروسی دوست عفت جمیل که بسیار نوشیده به او تجاوز می کند و عفت باردار می شود. جمیل به او قول ازدواج می دهد اما او که در اندیشه ثروت است از دختر صاحب تاکسیرانی به نام بتول درخواست ازدواج می کند و بتول هم می پذیرد. خانه بتول و عفت روبروی هم است. عفت بسیار اشفته است. عمه عفت در خانه شخص ثروتمندی به نام علی احسان کار می کند که بعدا عفت هم برای کار به انجا می رود. علی احسان یک دختر تقریبا هم سن عفت به نام نیل دارد. علی احسان همش به عفت کمک می کند. بچه عفت سقط می شود و همیشه علی احسان کنار اوست . جمیل با بتول ازدواج می کند و در جشن عروسی عفت به مامان بتول که جریان بارداری عفت را به بابای عفت گفته بود می گوید که پدر بچه من داماد تو جمیل است او به من تعرض کرده بود. بابای عفت که ابروی خود را از دست رفته می داند با چاقو جمیل را می زند و به زندان می افتد. جمیل به هوش می اید و می گوید من از بابای عفت شکایتی ندارم و بهتر است ماجرا اینجا تمام شود. علی احسان خواهری به نام ارزو دارد که به شدت از عفت متنفر است و از رابطه علی احسان و عفت می ترسد. عفت و نیل با هم دوست شده اند نیل عکاسی می کند. یک روز ارزو به نیل می گوید که عفت چشم به پدرت دارد و دارد مخش را می زند. نیل معتاد است و یک روز عفت به اتلیه می رود و نیل سریع بساطش را جمع می کند و عفت را از اتلیه اش بیرون می کند. ارزو خانم عفت و عمه اش را از خانه اش بیرون می کند اما علی احسان به در خانه عفت می رود او را به شهر بازی می برد و از او تقاضای ازدواج می کند اما عفت می گوید شما من را دوست ندارید و دلتان برای من می سوزد و تا حالا به من نگفته اید که من را دوست دارید و اگر با شما ازدواج کنم همه می گویند برای پول شماست وقبول نمی کند علی اخسان با خودش کلنجار می رود و فردا به در خانه عفت می رود و می گوید من تو را دوست دارم عفت هم پیشنهاد ازدواج را می پذیرد. همه چیز به سرعت پیش می رود و این عفت را نگران می کند در حالی که قلبش هنوز گیر جمیل است. جمیل می فهمد و او هم داغون می شود. علی احسان نامزدی به نام گلی داشته که باهاش به هم زده گلی با برادر علی احسان رابطه دارد و وقتی خبر ازدواج را می فهمد به برادر علی احسان می گوید که من باید باردار شوم تا علی احسان من را ترک نکند. 

دوبله این سریال توسط دوبلر های پی ام سی و دوبلر های عمارت سراب انجام شده است. بسیاری از بازیگران عمارت سراب در این سریال بازی دارند. مامان و بابای گلی زنی که بابای گلی عاشقش بود و خواننده بود اینجا در نقش گلی نامزد قبلی علی احسان حاضر شده. علی احسان بازیگر نقش اکرام است که عاشق هالیده بود. بازیگر نقش عفت دنیز چاکیر بازیگر نقش شاه سلطان در سریال حریم سلطان است و نقش جمیل را ابراهیم چاریکیول بازیگر نقش فیرات در مرحمت بازی می کند .این سریال محصول 2011- 2012 است. ساعت پخش ان 8/30 دقیقه شب و تکرارش 12/30 شب و 10/30 ظهر و 2/30 بعد از ظهر از شبکه Nex1 است. سریال خوش ساختی است موضوعی شبیه سینمای هند دارد و اهنگ های بسیار زیبایی دارد

خلاصه قسمت 19 تا 21 عفت

عفت و علی احسان جریان ازدواجشان را به خواهر علی احسان ارزو می گویند ارزو قهر می کند و می رود و با مردی دیدار می کند به نام عمر که او از دشمنان علی احسان است و قبلا در شرکت انها کار می کرده که احسان او را اخراج کرده است. ارزو و عمر به هم نزدیک می شوند و در روز نمایش لباسهای شرکت ارزو جلوی همه اعلام می کند که نصف دارایی اش در شرکت را به عمر می دهد . عمر در گوش علی احسان می گوید که با خواهرت زود کارم تمام می شود من پول شما را می خوام و انتقامم را. که علی احسان مشتی به صورت او می زند و ارزو ناراحت می شود و در نهایت با عمر می رود. حال نیل دختر علی احسان بد است و در اثر استعمال مواد غش می کند که جمیل به او کمک می کند که به خانه اش برود و به عفت خبر می دهد. عفت متوجه می شود که نیل معتاد است و می خواهد به او کمک کند نیل نمی پذیرد و می خواهد پیش مادرش در لندن برود. علی احسان که به شدت به دخترش وابسته است بسیار ناراحت و غمگین است و عفت می رود فرودگاه مواد داخل کیف نیل را در دستشویی خالی می کند و او را به خانه برمی گرداند علی احسان با دیدن نیل بسیار ذوق می کند. جمیل که نمی تواند عفت را فراموش کند می خواهد بتول را رها کند و پیش عفت برگردد. بابای بتول جمیل را تهدید می کند که اگر با دخترم بد رفتاری کنی و او را اذیت کنی همه چیزها و پول هایی که به تو دادم را پس می گیرم. جمیل می ره خونه و ساکش را جمع می کنه که بره که بتول می اید جلوش را بگیرد مادر بتول دخالت می کند که جمیل می گه به شما ربطی نداره که در دعوای من و بتول دخالت کنید و بعد رو به بتول می کنه و می گه مامان بابات برام تاکسی خریدند و کلی پول به من دادند تا بیایم با تو ازدواج کنم . بتول می شکند. جمیل می ره دم خانه عفت می گه بیا با هم برویم من بتول را طلاق می دم تو هم باید با من بیای که عفت قبول نمی کنه و باهاش نمی ره. بتول گریان انها را نظاره می کنه و عفت بهش می گه من یک مرد پیدا کردم که بهش تکیه کنم تو هم بهتره همین کار را بکنی. اما در دل عفت هنوز هم جمیل جا داره. جمیل می ره خانه مامانش که مامان بتول می اید خونه مامان جمیل و می گه باید پسرت را راضی کنی برگرده و گرنه هم خانه تان هم النگوهایی که به تو دادم را پس می گیرم. مامان جمیل او را از خانه بیرون می کند و جمیل پیش دوستش می رود و می گوید نمی گذارم که عفت با ان مرد ازدواج کند. فردا صبح عفت و نیل برای خرید لباس عروس می روند و جمیل هم به تعقیب انها می پردازد.

دوستان تاسوعا و عاشورا این سریال پخش نمی شود

خلاصه قسمت 22 تا 27 عفت

جمیل خانواده بتول را تهدید می کنه که اگر با او و مامانش کنار نیایند او بتول را طلاق می دهد و بتول بدون او نمی تواند زندگی کند. تاکسی اش را هم برای تهدید بابای بتول در دریا می اندازد. خلاصه مامان جمیل و او وارد خونه بتول می شوند حالا مامان جمیل هم برای مامان بتول طاقچه بالا می گذارد و حرصش را در اورده. گلی به اورهان برادر علی احسان دوباره گیر می ده که باردار بشه اما اورهان می گه همه چیز را به علی احسان و ارزو می گم که وقتی توی ماشین می خواد به ارزو زنگ بزنه تصادف می کنه و می ره توی کما. توی بیمارستان گلی جلوی عفت به علی احسان می گه که بارداره و عفت می گذارد می رود. اورهان به هوش می اید و توی موبایل علی احسان تایپ می کند که گلی دروغ گفته است. خلاصه علی احسان خوشحال می شود و احسان و عفت عقد می کنند و جشن می گیرند. جمیل دارد روی نیل دختر علی احسان کار می کند واقعا خیلی ادم پستی است. روز عروسی نیل و جمیل با هم می رن توی اتاق و با هم بودند که عفت می اید بالا و انها را می بیند. حسابی شوکه می شود جمیل به عفت می گوید که از علی احسان طلاق بگیر تا من هم از نیل دور شوم. ارزو و عمر می خواهند به تور اروپا بروند علی احسان سهم ارزو را می خرد و ارزو پول ها را در یک حساب مشترک با عمر می ریزد اما عمر با پول ها فرار می کند و ارزو مجبور به برگشت می شود. بتول که به جمیل مشکوک شده شب با گوشی جمیل به اخرین شماره زنگ می زند و نیل گوشی را برمی دارد . فردا وقتی جمیل و نیل با هم در کافه هستند بتول انها را می بیند و به بانک زنگ می زند تا همه کارتهای اعتباری جمیل را باطل کند. جمیل می فهمد کار بتول بوده و می گوید که به ان دختر درس رانندگی می داده . علی احسان برای عفت ماشین خریده و تا گرفتن راننده ماشین دست نیل است. یک شب علی احسان در ازمیر است و عفت وقتی می رود خانه جمیل و نیل را با هم می بیند جمیل از نیل خداحافظی می کند و خودش را به اتاق عفت می رساند از ان طرف کار احسان زودتر تمام شده و به خانه می اید عفت ناگهان احسان را می بیند و به جمیل می گوید و جمیل هم سریع دور می شود

خلاصه قسمت های 28 تا 34 عفت

عمر مردی که با خواهر علی احسان بود و او را گول زده بود کشته می شود و پلیس علی احسان را که قبلا او را تهدید کرده بود را دستگیر می کند. همه به اداره پلیس می رود از ان طرف جمیل عفت را گروگان می گیرد و به ویلای علی احسان می برد می خواهد به عفت تعرض کند که او نمی گذارد نیل به جمیل زنگ می زند که با عفت زودتر بیاید که برای بابا مشکلی درست شده. جمیل می گوید من عفت را خرید برده ام. علی احسان یادش می اید که ان شب راننده اش جمیل بوده. نیل به جمیل دوباره زنگ می زند که برود و شهادت بدهد اما جمیل نمی پذیرد عفت را می بندد که خودش بیرون برود و عفت با کمک انگشترش چسب ها را باز می کند اسلحه را برمی دارد و جمیل را هدف می گیرد با جمیل صحبت می کند که من تازه علی احسان را پیدا کردم و به او تکیه کردم و جمیل راضی می شود که برود و شهادت بدهد ان شب جمیل پشت چراغ قرمز با راننده ای دعوایش شده بود و دوربینها فیلم انها را گرفته بودند. علی احسان ازاد می شود . احسان وکیلی به نام امره دارد که خیلی به او اطمینان دارد اما همه این جریانات زیر سر اوست علی احسان می رود با امره حرف بزند که امره می خواهد به سمت او شلیک کند تا صاحب شرکتی شود که قبلا احسان به او وکالت داده بود جمیل می رسد و با امره درگیر می شود اسلحه وقتی به سمت امره است شلیک می شود و او می میرد و در واقع جمیل برای علی احسان یک قهرمان می شود احسان به جمیل یک چک می دهد جمیل جلوی عفت را می گیرد و عفت می گوید شوهرم با پول از تو تشکر کرد تو هم که فقط به پول اهمیت می دهی. جمیل جلوی چشم عفت چک را پاره می کند . بتول و خانواده اش همچنان با مادر جمیل مشکل دارند مادر جمیل به جمیل شکایت می کند که اب گرمکن گرم نکرده و او سرما خورده که جمیل به حمام می رود و ابگرمکن را داغون می کند اما بتول همچنان صبوری می کند. نیل به جمیل زنگ می زند و از او عکس می گیرد و در ارشیوش می گذارد اما جمیل طبق قولی که به عفت داده از نیل فاصله می گیرد که این باعث عصبانیت نیل و پرخاشگری نیل به عفت می شود. ارزو می خواهد وکیل شرکت یاسمین را به علی احسان علاقه مند کند و برای عفت یک رقیب بتراشد. جمیل به عفت می گوید من هر طور شده دوباره دل تو را به دست می اورم و عفت می گوید من نمی توانم کارهایی که تو با من کردی را به فراموشی بسپرم. خواهر عفت دوست دارد در مدرسه غیر انتفاعی که عفت و احسان پیدا کرده اند درس بخواند اما پدرش اجازه نمی دهد عفت می اید که خواهرش را ببرد اما باباش اجازه نمی دهد نعمت خواهر عفت بسیار افسرده شده و در نهایت پدر اجازه می دهد که به ان مدرسه برود. گلی نامزد قبلی علی احسان خودکشی کرده و اورهان برادر علی احسان او را به بیمارستان می برد. عفت هم بالاخره علی احسان را در کنار خودش می پذیرد و کنارش می خوابد

خلاصه قسمت 35 تا 43 عفت

علی احسان متوجه رابطه نیل و جمیل می شود و نیل را تهدید می کند و نیل به حالت قهر از خانه بیرون می رود. عفت می گوید که از رابطه انها مطلع بوده و ترسیده چیزی بگوید که علی احسان با عفت هم برای پنهان کاری دعوایش می شود. علی اجسان با تندی با عفت حرف می زند و می گوید من با همه شما صادق بودم اما شما همه به من دروغ گفتید و پنهانکاری کردید. عفت ناراحت می شود و یک نامه می نویسد و در نامه راجع جمیل و خودش و اینکه او پدر بچه اش بوده می نویسد وسایلش  را جمع می کند و به خانه پدرش می رود. علی احسان با خواندن نامه حسابی ناراحت می شود. از طرفی گلی هم به احسان می گوید که با اورهان برادرش رابطه داشته و علی احسان با اورهان هم دعوا می کند. احسان تصمیم می گیرد با عفت اشتی کند با او قرار می گذارد که ارزو می رسد و به احسان می گوید عفت و جمیل با هم در ویلای تابستانی بوده اند و همسایه ها به او گفته اند در واقع ان روزی را می گوید که جمیل عفت را گروگان گرفته بود .علی احسان حسابی خشمگین می شود و به یاسمین می گوید که برگه های طلاق را اماده کند عفت همش می خواهد با احسان حرف بزند اما او نمی پذیرد. جمیل با بتول حرفش می شود بتول که می فهمد جمیل به عفت تعرض کرده مامان جمیل و همین طور جمیل را از خانه بیرون می کند. نیل قصد خودکشی دارد که جمیل می رسد و او را نجات می دهد. علی احسان همه کارتهای اعتباری نیل را باطل می کند و جمیل مجبور می شود نیل را به خانه خودش ببرد. عفت او را می بیند و به علی احسان زنگ می زند و می گوید. علی احسان با جمیل صحبت می کند و می گوید خواهش یک پدر را بپذیر و نیل را به من پس بده او اعتیاد دارد و باید بستری شود. جمیل ادرس خانه اش را به احسان می دهد و خودش به شهر دیگری می رود و راننده کامیون یک معدن می شود. داستان به سه ماه بعد می رود احسان و عفت با هم اشتی کرده اند اما احسان هنوز هم شک دارد و گاهی گوشی عفت را چک می کند. ارزو همه تلاشش را می کند تا احسان به یاسمین وکیل شرکت نزدیک شود و احسان هم دیگر بی میل نیست و به عفت می گوید که به یاسمین حسودی نکن برو کلاس زبان درست را ادامه بده و عفت ناراحت است چون می گوید احسان قبلا من را همین جوری دوست داشت اما الان من را هم سطح خود نمی بیند. یاسمین هم یک جورهایی عاشق احسان شده است. نیل دنبال جمیل می گردد. بتول و اورهان با هم تصادف کرده اند و اورهان همش دنبال بتول است اما او بهش محل نمی دهد. بتول می فهمد که باردار است و این قضیه را به دوست عفت و مادرش می گوید دیگر برای سقط دیر شده است. نعمت خواهر عفت برای اینکه از دوستان پولدارش عقب نیافتد انها را به خانه عفت می برد و می گوید من با خواهرم زندگی می کنم عفت می شنود و می گوید تو نباید از بابا خجالت بکشی که نعمت می گه تو زندگی من دخالت نکن. نعمت عاشق یکی از پسر ها شده اما می بیند که او شعله دوستش را می خواهد . دوستانش دارند تقلب می کند و در اخر برگه تقلب را به دست نعمت می دهند و معلم برگه را می گیرد