خلاصه قسمت اول سریال کارادایی

ماهور که والدینش را از دست داده نزد نظیف خان که لوطی محله بزرگ می شه. داستان می گذره و به سال ١٩٧٣ می رسه. ماهور که بازیگرش کنان ایمراغلو است یک جوانمرده که چند روز دیگه قراره نامزدی اش با دختری به نام آیتن ( اگر اسمش را اشتباه نکرده باشم) اعلام شه . بازیگرش بازیگر پرنسس ایزابلا سریال حریم است. ماهور خودش راضی نیست اما چون نظیف خان گفته قبول کرده. ای نور دختر نظیف با فردی به نام بوراک ازدواج کرده و یک پسر داره. بوراک بدهکاره ماهور ماشینشو می فروشه و پولش را به بوراک می ده. بوراک و زنش می رن مغازه که یک عده می ریزن و شیشه مغازه ها را می شکنند پول بوراک و انگشتر زنش را هم می دزدند. ماهور با یکیشون درگیر می شه اون با چاقو بهش می زنه و فرار می کنه. ماهور بعد چند روز آن فرد را می بینه و با کتک می بره پیش یکی از لوطی های محل. نوچه آن لوطی در یک فرصت مرد دستگیر شده را می کشد و اسلحه را در دستش می گذارد. نامزد ماهور می خواهد نامزدی اش را در تالار بگیرد که ماهور قبول نمی کند. دختر نظیف به ماهور می گوید اگر عاشق نیستی ازدواج نکن من بدون عشق ازدواج کردم ناراحتم. به نظر دختر نظیف و ماهور یک حسی به هم داشتند قبلا.

خلاصه قسمت 2 سریال کارادایی

همان طور که دفعه قبل گفتم مردی که ماهور دستگیر کرده بود توسط مردی که دوستش بود کشته می شود. ان مرد چون از بچه گی با عثمان کسی که کشته بود در یتیم خانه دوست بود تصمیم به انتقام می گیرد. کسی با چاقو دادستان را در دفترش می کشد و به ان مرد زنگ می زند که یکی را بفرست تا قتل دادستان را گردن بگیرد و او هم ماهور را معرفی می کند. ان روز روز نامزدی ماهور و ایتن است.  ایتن از گردنبند نازکی که مادر ماهور بهش داده بود خوشش نیامده و از یکی از همسایه ها گردنبند کلفتی قرض کرده بود و به دروغ به مادر ماهور گفت که گردنبند مادرش است. ایتن پدر و مادر ندارد و ساعت پدرش را دست ماهور کرد. یک ماشین از دادستانی برای بردن ماهور می اید ولی نظیف خان می گوید امروز نامزدی ماهور است و من بجایش می ایم. گویا نظیف خان از قبل با دادستان اشنایی داشته و با هم یک دشمنی ای داشته اند. وقتی نظیف خان به اتاق دادستان می رود و او را مرده می یابد هل می شود و چاقو را از بدنش در می اورد که منشی می اید و داد می کشد. نظیف را به زندان می برند. ماهور به نزد منشی می رود ولی مادرش درخانه است و می خواهد با التماس به او شهادتش را پس بگیرد. اینجا است که بازیگر نقش علی در سریال کوزه ی وارد داستان می شود در نقش دادستان . ماهور را دستگیر می کند و او را به اتاق بازجویی میبرد و می گوید تو به چه حقی منشی دادستان را ترسانده ای. یک مشت به ماهور می زند و ماهور بلند می شود و با یک مشت به او تلافی می کند. مامورها ماهور را می گیرند و او تا می خورد ماهور را کتک می زند و می گوید اسم من یاسین است اسمم یادت نره و او را با ماشین وسط شهر رها می کنند. جالب اینکه این دو تا در ایزل هم با هم دشمن بودند

 

خلاصه قسمت 3 سریال کارادایی

دادگاه نظیف خان تشکیل می شود. جلسه پیش به شما گفتم که فریده دادستان نظیف خان است اما باید اصلاح کنم که فریده قاضی دادگاه است. نکته جالب اینکه دادستان داستان همان مردی است که دادستان سلیمان را کشته است. داستان به روز حادثه برمی گردد منشی به دادستان اعلام می کند که دادستان سلیمان یک سری پرونده علیه انها پیدا کرده و می خواهد به جریان بیاندازد. دادستان تورگوت اکین به نزد دادستان سلیمان می رود و او می گوید من از همه کارهای خلاف تو خبر دارم او هم با یک تیزی او را به قتل می رساند و به منشی می گوید او می خواست شوهرت را که در زندان بود ازاد کند و می دانی اگر ازاد می شد حتما تو را می کشد من زنگ زدم یک نفر را بیاورند قبل از او اجازه ورود به کسی نده. تورگوت تقاضای اعدام برای نظیف می کند اما نظیف می گوید من بی گناه هستم. فریده دادگاه را یک ماه برای بررسی شواهد به عقب می اندازد . فریده یک دوستی صمیمانه با خانواده دادستان سلیمان داشته و زن دادستان با گریه از فریده می خواهد عدالت را اجرا کند. تورگوت دارد با فریده صحبت می کند و می گوید که رای تو درست بود و باید حکم اعدام را می دادی از پشت ماهور با یک کت و شلوار ظاهر می شود فریده فکر می کند او گوش ایستاده بود و ترش می کند اما ماهور می گوید من یک وکیل تازه کار هستم و برای کاراموزی امده ام. داستان نشان می دهد که ماهور نزد وکیل نظیف رفته و از او خواسته که برایش یک مدرک جور کند تا بتواند به یک وجهی به این زن قاضی نزدیک شود و وادارش کند که بفهمد پدرش بی گناه است. او به عنوان یک وکیل کار اموز وارد می شود به این ترتیب او وارد دادستانی می شود اما راستش با یکم خالی بندی مگه می شه بدون دانش نقش وکیل را بازی کنه.  دادستان به دیدن مغازه نظیف می رود و ایتن انجا است و می گوید من عروس نظیف هستم و دادستان نگاهی به ایتن می کند و ایتن می دود بیرون و به او نگاه می کند

 

خلاصه قسمت 4 سریال کارادایی

ماهور با اسم صالح و به عنوان وکیل وارد دادگستری شده و گزارش هایی را که قاضی فریده ازش می خواهد را می دهد وکیلش برایش بنویسد از طرفی دادستان با کمک ایتن به دیدن افراد و کسبه محل می رود و همه از نظیف خان تعریف می کنند او پیش نژدت مردی که نظیف را فرستاده می رود و می گه این کیه که فرستادی این که معتمد یک محل است. دادستان به ایتن می گوید که می خواهم تو و نامزدت را فردا ببینم ایتن می رود و این خبر را به ماهور می دهد اما ماهور که می ترسد دستش رو شود به ایتن می گوید تو دخالت نکن و می رود. شب دادستان به همراه قاضی فریده به سینما می روند و فیلم پدر خوانده را می بینند او کلی پشت نظیف بدگویی می کند که او ادم خوبی نبوده و از این حرف ها. بعد از ظهر ان روز ماهور رادیو نگهبان دادگستری را درست می کند و با او می شیند تا به فوتبال گوش بدهند به بهانه دستشویی می خواهد به اتاق دادستان سلیمان برود که نگهبان می رسد در یک فلش بک نشان می دهد که دادستان جدید بعد قتل می خواهد پرونده های ریخته شده را جمع کند که سرش به زیر میز می خورد و خونی از او زیر میز مانده است. ماهور میگوید دستشویی را اشتباه امدم و سریع می رود .

 

خلاصه قسمت 5 سریال کارادایی

ماهور دنبال پرونده ای که قاضی فریده بهش داده را می گیره. قضیه فردی است به نام امین که یکی از افراد محله شان می خواسته به دخترش تعرض کند و دخترش نامزد داشته امین فرد را با چاقو می زند اما نمی گوید سر چی. ماهور که از طریق پدرش در زندان امین را می شناسد و می فهمد او در خواب همش اسم امینه دخترش را می گوید به دیدن دخترش می رود می بیند روی گردنش زخم است و گویی زنجیری از گردنش کشیده شده به سراغ مرد می رود و زنجیری را در دستش می بیند. مرد امینه را مجبور کرده که به خاطر گردنبندش که به نامزدش ندهد او را ملاقات کند و وقتی می خواهد از امینه سو استفاده کند ماهور می رسد و نمی گذارد. ماهور قضیه را به فریده می گوید فریده اول قبول نمی کند اما بعد به شک می افتد و می گوید پرونده باید دوباره بررسی شود و حکم نمی دهد. دادستان که می خواهد از ماهور انتقام بگیرد به نژدت می گوید که او یک نامزد دارد که عاشق خوانندگی است اما ماهور نمی گذارد او را به این کار بکش و در لجن زار بیاندازش. نژدت به یک مدیر شرکت موسیقی پول می دهد تا به ایتن زنگ بزند ایتن ذوق مرگ می شود. ولی می گوید ماهور اجازه نمی دهد. فریده برای دیدن امین به زندان می رود و این در حالی است که ماهور برای دیدن پدرش رفته و انها در اتاق ملاقات با هم رخ به رخ می شوند.

 

خلاصه قسمت 6 سریال کارادایی

قاضی فریده امده و ماهور سریع با امین هماهنگ می کند که بگوید او برای دیدن او امده و نظیف خان سریع می رود اما موقع خروج از در او یک لحظه نظیف خان را می بیند. فریده می گه تو اینجا چی کار می کنه که ماهور می گه برای حرف زدن با امین امده بودم. فریده با امین تنها حرف می زند اما امین قبول نمی کند که دعوا ناموسی بوده و می گوید سر زمین بوده . فریده ناراحت می شود و ماهور را اخراج می کند اما او را تا یک جایی می رساند . وقتی ماهور می خواهد از ماشین پیاده شود یکی از زنان همسایه او را می بینند و به ایتن می گوید ایتن وانمود می کند که می داند. شب ماهور به نزد یوسف همان مردی که قصد تعرض به امینه را داشته می رود و او را کشان کشان به دیدن فریده می رود فریده تعجب می کند و می گوید ان مرد را ازاد کن. و به ماهور می گوید تو از من چی می خوای کسی تو دادگستری ادرس خونه من را نداره و من بلاخره می فهمم تو از من چی می خوای. ان مرد به نزد امینه می رود و به او حمله می کند. از طرفی کمیسر یاسین جسد مردی را که ماهور گرفته بود و تحویل دوست پدرش داده و نژدت کشته بودش را در اب پیدا می کنند و با تحقیق می فهمد کسی با این پلاک او را برده و پلاک مال ماشین ماهور است. ماهور می خواهد پیش امینه برود که یاسین او را به اتهام قتل بازداشت می کند.

خلاصه قسمت 7 سریال کارادایی

 

کمیسر یاسین به نزد دوست بابای ماهور می رود و او هم تایید می کند که ان شخص که جنازه اش را پیدا کرده بودند را ماهور تحویل انها داده و بعد قبل از حرف کشیدن ان شخص خودکشی کرده است اما کمیسر می گذارد که ماهور یک شب در بازداشت بماند و ماهور بعد ازادی قسم می خورد که تلافی اش را سرش در بیاورد.امینه شخصی که پدرش بهش چاقو زده بود و قصد تعرض بهش داشت را با چاقو می زنه و خودش هم به خاطر شوک می ره بیمارستان. فریده می فهمه و می ره دیدن امینه می اید از اتاقش بیرون که ماهور را می بینه از چشماش اشک می اید و می گه بگو که بمن قبلا گفته بودی ولی من حرفت را قبول نکرده بودم. ماهور می گه بچه بودم یک نفر مرا برد و توی یک اتاق که حتی نمی تونستم توش بشینم من را سه روز زندانی کرد گفتم اگر بیام بیرون می کشمش اما بعد فهمیدم اگر بیرون بودم یک سری دشمنان پدرم من را می کشتند همه چیز اون طور که نشون می ده نیست. ماهور می ره دادستانی و فریده پرونده را بهش می ده و می گه برو ماهور فکر می کنه اخراجش کرده داد و بیداد می کنه و می ره وقتی بیرون می ره یک نگاه به پرونده می کنه و خشکش می زنه فریده بهش یک پرونده جدید داده تا روش تحقیق کنه اونم پرونده کی نظیف کارا باباش. ماهور می ره تو و از فریده عذرخواهی می کنه. فریده امین را تبرئه می کنه. ماهور به فریده می گه باید اتاق دادستان را بازرسی کنم و در زیر میز همان خون و اثر انگشت خونی را پیدا می کند به سرعت می رود و فریده را خبر می کند.

 

خلاصه قسمت های 9 و 10 سریال کارادایی

فریده دستور انگشت نگاری از همه را می دهد اما دادستان می رود و نتایج را عوض می کند و فریده فکر می کند که اثر انگشت خود دادستان سلیمان بوده است. ایتن باز هم قضیه خوانندگی را رو می کند اما ماهور اجازه نمی دهد. دادستان دستور می دهد به هر طریقی از نظیف اعتراف بگیرند او را می زنند حتی حلق اویزش می کنند اما او اعتراف نمی کند در نهایت می گوید که زنش را بیاورید به خانه نظیف زنگ می زنند و می گوید بیا ملاقات شوهرت اما تنها برو. ماهور به جشن می رود که همه دعوت هستند ایتن می بیند که ماهور شیک کرده و دارد می رود و او را نمی برد به او شک می کند که دارد بهش خیانت می رود و او هم برای خواندن به جشن می رود غافل از اینکه ماهور هم در ان جشن حضور دارد. مادر ماهور صبح به دیدن فریده رفته بود تا التماسش کند اما ماهور او را زودتر می بیند مادرش می بیند که او را صالح می نامند و ماهور مجبور می شود که هم چیز را برای مادرش توضیح دهد اول مادرش نمی گذارد اما کم کم راضی می شود. فردی در زندان که نظیف را اذیت می کرد ماهور می فهمد که شب ها با دادن پول از زندان می اید بیرون و روز برمی گردد ماهور به نزد ان مرد می رود و حسابی او را کتک می زند که دیگر حق ندارد مادرش را اذیت کند نام ان مرد فاروغ است .