جسور مامانش رو مى بره داخل خونه. سوهان شیرین رو مى فرسته تالار و مى ره پیش باباش و مى گه فوگن خانم مریضه و آلزایمر داره.اون پرستار قبلیه هم اخراج مى شه. جسور بانو رو مى ذاره پیش مامانش و با سوهان شاهد عقد مى شن. (مهربان سوهان رو نشونه گرفته و هى بهش زهر زبون مى ریزه)بعد که خطبه ى عقد رو مى خونن و شاهدا امضا مى کنن جسور میاد برگرده خونه یکى میاد بابهاش حرف مى زنه و مى گه تحسین مى خواد زمین هام رو زورکى ازم بگیره.
جسور مى ره خونه و با بانو و رفات شروع مى کنن تحقیق مى فهمن تحسین واسه شراکت با یه شرکت ساخت و ساز بزرگ تو استانبول اون زمین ها رو مى خواد. تحسین زنگ مى زنه رییس پلیس که دوباره درباره ى حسن تحقیق کنه. شب مى شه جسور برمى گرده به جشن عروسى و شروع مى کنه با سوهان رقصیدن. بولنت هم به جاهیده اشاره مى کنه که جداشون کنه. کورهان و جاهیده هم مى رن اینا رو جدا مى کنن. تحسین و عدالت دست تو دست هم وارد مى شن و همه وایمیسن. مهربان و بولنت مى رن بیرون. تحسین یه آهنگ اختصاصى درخواست مى کنه و با کورهان شروع مى کنن رقصیدن و هیشکى با اون آهنگ نمى رقصه. سوهان زود مى ره آهنگ رو عوض مى کنه و همه شروع مى کنن رقصیدن. رییس پلیس میاد توى حشن جاهیده مى ره کنارش وایمیسه و درباره ى قاتل دکتر ندیم مى پرسه اونم مى گه مدرک نبوده تبرئه شده. جاهیده زنگ مى زنه هولیا و مى گه وقتى سر خود کارى کنى اینجورى گند مى زنى. کورهان میاد و شکایت مى کنه که تو همش با پرستارت حرف مى زنى از این به بعد باید بیاد خونه. جشن تموم مى شه و شیرین و کمال دارن مى رن ماه عسل. شیرین به سوهان مى گه تو بعدى هستى اسمت از همه زودتر از کف کفشم پاک شده. بعدم که مى خواد بره دسته گل رو مى ندازه جسور مى گیرتش.😐
.

جسور مى گه حالا که دوتامون با هم گرفتیم براى کى باشه؟ سوهانم مى گه براى خودت و مى ره. فردا صبح سوهان و کورهان دارن صبحونه مى خورن که سوهان دوباره قضیه ى حسن کارا حسن اوغلو رو پیش مى کشه. وسط بحثشون جاهیده میاد و کورهان هم جاهیده رو بهانه مى کنه فرار مى کنه.(مى رن که هولیا رو ببینن) سوهان راه میافته بره سر کار که سینان زنگ مى زنه به بانو که بیا عمر رو ببر. وقتى بانو داره مى ره سر سه راهه سوهان مىبینتش و مى ره خونه ى جسور اینا. مامان جسور سوهان رو یادشه.😳 سوهان هم قشنگ خودشو تو دل مادر شوهر آیندش جا مى کنه و با هم شعر مى خونن.کورهان با اصرار عایشه رو مجبور مى کنه بیاد خونشون اونم برخلاف میل جاهیده قبول مى کنه. تورهان میاد پیش رییس پلیس و مى گه کى بهم افترا زده؟ اونم جواب نمى ده و مى ره( تورهان باباى بچه ى هولیاست احتمالا. همین که بخاطر قتل دکتر ندیم افتاد زندان.)سوهان فوگن رو مى خوابونه. جسور مى گه هنوز پرستار نیومده. سوهانم قرار مى شه شب بره پیششون. سوهان مى ره سر کار بولنت میاد و ازش مى خواد تکلیفشون رو روشن کنن. تحسین با عدالت رفتن آنتالیا دارن توى یه جاى داغون غذا مى خورن. معلوم مى شه اونایى که صاحب رستورانن خانواده ى تحسین هستن اما فقط تحسین و عدالت مى دونن اینو.
. . .

"سوهان شب مى ره پیش جسور و مامانش اونم استیک گوشت درست کرده و کلى فیس مى ده و نمایش احرا مى کنه.(انگار آپولو هوا کرده) مامان جسور هم هى از حسن و عشقشون یاد مى کنه. سوهان بر مى گرده خونه. همون موقع باباش هم مى رسه. سوهان مى گه حسور مى خواد فردا جلسه داشته باشیم. تحسین: اگه پول توش باشه چرا که نه؟ سوهان مى گه یعنى تنها اولویت ما پوله؟ تحسین:معلومه که نه. من دنبال صلح جهانى ام.😂 سوهان: یه بار توى دفتر کارت دنبال چیزى مى گشتم. این خونه و زمینا مال خانواده ى مادرم بوده. واسه همینم مهربان رو در حالى که نامزدت بود قال گذاشتى؟ تحسین: عاشق شدم. سوهان: یعنى اینقدر عشقت بزرگ بود؟ پس چرا ما هیچوقت این عشق بزرگ رو بین تو و مامان ندیدیم. نحسین هم ول مى کنه مى ره.(قبل از بحث با هولیا آشنا شدن) تورهان مى فهمه احتمالا هولیا بهش افترا زده. فرداش تحسین و کورهان بحثشون مى شه. باباش فکر مى کنه کورهان به سوهان چیزى گفته. کورهان مى گه سوهان مى دونه باباشون پرورشگاهیه. شب مى شه و جسور با یه شاخه گل میاد بره پیش سوهان که از بس فس فس مى کنه بولنت زودتر میاد و مى گه واسه چى دعوتم کردى؟ جسور مى ره و سوهانم حلقه ى بولنت رو پس مى ده.شیرین و کمال از ماه عسل برگشتن و واسه جسور و مامانش سوغات آوردن. مامان جسور شروع مى کنه به خوندن شعرى که سوهان یادش داده. شیرین مى گه این شعر نورهان خانمه. فوگن مى گه نه مال سوهانه. جسور مى گه هر شب قبل از خواب براش مى خونیم و بعد مى خوابه.سوهان یه پام مى ده به جسور چون ماشین باباش رو جلوى یه سوله مى بینه. مى ره داخل مى بینه دارن صاحب زمینارو که زمین ها رو به جسور داده رو با صالح کتک مى زنه. از دست اونا نجاتش مى ده و جسور هم مى رسه. 

"اوضاع آروم مى شه از سوله میان بیرون سوهان به باباش مى گه امشب بهتر شناختمت. چیزاى زیادى هست که باید دربارت بفهمم.فردا صبحش قراره راى گیرى کنن براى اینکه شرکت سهامى عام بشه. تحسین وبولنت راى منفى مى دن بقیه راى مثبت مى دن. تصویب مى شه که سهامى عام شه. شب دور هم جمع شدن و دارن جشن مى گیرن . جسور سوهان رو مى کشه کنار و ازش مى پرسه به بولنت چى گفتى؟ سوهان هم مى گه حلقه رو پس داده. جسور ذوق مرگ مى شه.🤗 تحسین و عدالت میان داخل. تحسین مى گه که با هم از دواج کردن و شناسنامه ى ازدواج رو با خوشحالى تکون مى ده.😳 تمام. #cezurveguzel #