سیمای طبق دستور فرهاد وکالتش را از وکیل کوزه ی پس می گیرد. وکیل به کوزه ی زنگ می زند او پیش زینب است . کوزه ی ناراحت می شود از طرفی زینب و حسین هم برای اینکه طلاق چند ماه عقب افتاده ناراحت می شوند. کوزه ی داغون از خونه زینب می زنه بیرون و طبق معمول این جمره است که کوزه ی را میبینه و دلداری اش می دهد. انها به یک کافه می روند و کوزه ی می گه نمی دونم من چرا انقدر بد شانس هستم من چرا نمی توانم یک زندگی عادی داشته باشم و یک شب با ارامش سر روی بالش بگذارم چرا دست به هر کاری می زنم خراب می شود. جمره با اشکی که در چشمانش جمع شده او را نگاه می کند. به کوزه ی می گوید امروز گونه ی خیلی ناراحت بود باهاش بحثم شد اون راجع تو یک چیزهایی گفت توی شب تصادف چه اتفاقی افتاده بود؟ کوزه ی یاد تهدید گونه ی می افته که بهش می گفت تو به خاطر جمره از من متنفری اما روزی که با جمره دوست بشی این را به تو ثابت می کنم. کوزه ی می گه هیچی نگو جمره. جمره با اشک می گه کوزه ی من دوستت دارم خیلی دوستت دارم. کوزه ی می گه ساکت شو جمره. جمره ناراحت می شه و می گه تو یک ترسو هستی کوزه ی . علی می رسه ولی جمره ناراحت می ره. به گونه ی زنگ می زنه. گونه ی یاد اون شب عروسی کوزه ی می افته که جمره تو اتاق مسخره اش کرد و گونه ی قسم خورده بود تلافی کنه حال وقت تلافی بود. به جمره می گه بیا خونه من. جمره می ره و می گه کاش بیرون حرف می زدیم یک موقع بانو می اید و دردسر می شود. که گونه ی می گه بانو شام با دوستاشه. گونه ی می گه ما از بچه گی هر دو عاشق تو بودیم اما من زودتر گفتم اون روز کوزه ی با پول دوربین عکاسی که شکسته بود برات کادو خرید اما ما را هنگام بوسه دید و رفت با بابام سر دوربین حرفش شد و تصادف شد. جمره فقط اشک می ریخت. جمره می خواد بره که گونه ی جلوش را می گیره و می گه من به خاطر اون تو را رها کردم اما اگر تو بخوای همه چیز را رها می کنم جمره را ول نمی کرد اما جمره به زور خودش را جدا کرد و گفت باید برم دستشویی. گلتن نگران جمره است و جمره چون شارژ نداشت بهش زنگ نزده بود به زینب زنگ می زنه و زینب هم به کوزه ی زنگ می زنه که به بادیگارد جمره زنگ بزنه. قبلش توی کافه علی پول ماشینش را که فروخته به کوزه ی می ده تا خسارت فرهاد را بده. کوزه ی بغلش می کنه و می گه خدا به همه یک داداش مثل تو بده. بعد که کوزه ی می رسه خونه و زینب زنگ می زنه نگران می شه به بادی گارد زنگ می زنه و اون ادرس را می ده و کوزه ی می فهمه خونه گونه ی است. سریع لباس می پوشه و راه می افته