خلاصه قسمت 107 سریال کوزه ی گونه ی

کمیسر شرف که حسابی از دست دخالت های کوزه ی خسته شده که نقشه می ریزد. کوزه ی به اداره پلیس می رود و حرف های سیمای را می شنود از پشت در کمیسر می اید بیرون می گه تو اینجا چی کار می کنی می گه سیمای دروغ می گه مردی که با شرمین دوست بوده توی قبرستان جای شرمین خاک بوده و وقتی فرهاد فهمید که ما فهمیدیم جنازه را در اورد و در باغ خانه اش چال کرد. کمیسر می گه دخالت نکن خودم پیگیری می کنم. کوزه ی باز می گه من به علی مدیونم کمیسر به کوزه ی می گه چیه چشمت زن علی را گرفته که خودت را براش شیرین کنی از قصد دست روی نقطه ضعف کوزه ی گذاشت کوزه ی با مشت توی صورت کمیسر می زنه و کمیسر می خنده و می گه اینو به خاطر حمله به پلیس بازداشت کنید و می گه حرفم را پس گرفتم بازداشت شدی تا من کارم را انجام بدم کوزه ی فهمید که چه  رودستی خورده وای بچه ها کل کل های این کمیسر و کوزه ی عالی است و هر دو نقششون را عالی بازی می کنن. پلیس می ره و جنازه را پیدا می کنه و شرف می گه این فرهاد چقدر خلاف داره که داره کم کم رو می شه یکی از افراد فرهاد هم انجاست و همه چیز را بهش گزارش می ده. کوزه ی ازاد می شه. دمت و زینب با هم حرف می زنن زینب می گه که جمره باید همون موقع که ازش پرسیدم به من می گفت که عاشق کوزه ی است و من دیگه بینشون نیستم حتی دیگه کنارشون هم نمی مونم. فصل دو چقدر زینب عاقل شده. گونه ی در نبود باریش شده همه کاره شرکت بانو یاد دوران دانشگاه می افته که چقدر گونه ی بلند پرواز بود و می بینه همین الان به همه اون چیزهایی که بهش گفته رسیده. جان که دیگه از دست گونه ی جونش به لبش رسیده می ره پیش باریش و می گه تو نباید همه اختیارها را دست اون بدی اون شده همه کاره شرکت تو هم باید یک تکونی به خودت بدی باریش. این جان هم از اون پسر گلهای این سریال است

 

خلاصه قسمت 108 سریال کوزه ی گونه ی

بچه ها این قسمت هم از اون قسمت های خوشگل سریال بود این سریال واقعا خوش ساخته.

سیمای از دادگاه تبرئه می شود جلوی در دادگاه عموی سیمای می اید و می گوید تو دیگر دختر ما نیستی و برایمان ابرو نگذاشتی. کمیسر شرف سیمای را دارد با خودش می برد که یک عده به سیمای تیر اندازی می کنند شرف سریع سیمای را می خواباند و افرادی که تیر اندازی کرده بودند دستگیر می شوند. کوزه ی سر قبر علی است که جمره هم می رود و می گوید اگر بهم بگی همه عمر نبینمت طاقت می ارم اما طاقت نبودنت را ندارم کوزه ی تو رو خدا دست از انتقام بکش اگر بلایی سرت بیاد من نمی تونم زندگی کنم. دمت و زینب هم دارن با هم می رن سر قبر که زینب جمره را می بینه و می گه من دیگه نمی ایم. دمت می ره جلوی کوزه ی و می گه بالاخره امدی سر قبر داداشت و کلی با هم گریه می کنند. کمیسر به کوزه ی زنگ می زند و کوزه ی و جمره و کمیسر سیمای را به خانه کوزه ی می برند. گونه ی و بانو هم انجا هستند. مادر کوزه ی با دیدن سیمای کلی جیغ و داد راه می اندازه و ناله و نفرین می کنه و در اخر می گه که سیمای زن منه و باید یک مدت اینجا بمونه چند تا مامور هم دم در هستند و مراقب همه هستند. گونه ی هم طرف مادر را می گیره و می گه یک قاتل را اوردی اینجا اینها که این همه ادم کشتند کشتن دو تا مامور جلوی در کاری براشون نداره. وقتی کوزه ی داد می زنه زن منه جمره طفلی فقط با بغض نگاه می کنه. خلاصه مامانش قهر می کنه و گونه ی و بانو می روند. بانو توی ماشین دعوا می کنه که کوزه ی همش مشکل درست می کنه ما مشکل باریش و بوراک را داریم اینم اضافه شده که گونه ی عصبی می شه و می گه یعنی می گی مشکل خونواده ما کمتر از شماست بابا پای جونشون وسطه. تند می ره که نزدیکه تصادف کنند. توی خونه بانو در حال گریه است که کوزه ی دلداریش می ده و با هم اشتی می کنند صبح مامان بانو از دیدن انها با هم تعجب می کنه که بانو می گه گونه ی با من اشتی کرد چون نمی تونست از این همه موقعیت چشم پوشی کنه واقعا دردناکه که یکی فقط به خاطر پول تو رو بخواد. گلتن هم حسابی ناراحته و می گه من هر چی بگم تو باز کوزه ی کوزه ی می کنی پس من هم شاهد می نشینم ببینم چه می کنی. به دمت می گه تا صبح به حرف هاتون گوش دادم جمره جز کوزه ی راجع کسی دیگه حرف نمی زد کوزه ی عمرا با جمره ازدواج کنه و جمره داره عمر و زیباییش را حرام این عشق می کنه

 

خلاصه قسمت 109 سریال کوزه ی گونه ی

دعوای هندان خانم و سیمای دیدنی است هندان هی گیر می ده به سیمای کوزه ی رفته از خونه بیرون . هندان هم می ره در را روی سیمای قفل می کنه. سیمای می فهمه می گه در را باز کن می خوام برم دستشویی. هندان به گونه ی زنگ می زنه و شکایت سیمای را می کنه. گونه ی به کوزه ی زنگ می زنه و می گه کاری نکن که حساب خانواده علی و دمت را بلوکه کنم اون سیمای را بردار ببر که کوزه ی قبول نمی کنه. بلاخره هندان در را باز می کنه سیمای می ره دستشویی و بعد با سرعت کلید را از روی در برمی داره و از تو اتاق در را قفل می کنه. خیلی خنده داره. هندان به گلتن زنگ می زنه و می گه من شدم زندانی این دختره. گلتن ناراحت می شه و می گه من نمی گذارم سرنوشتی مثل هندان نصیب دختر من بشه و با ناراحتی می ره اسکله پیش باریش. باریش را می بینه اما خودش را به ندیدن می زنه که باریش صداش می زنه و اول می گه اتفاقی دیدمت ولی از دهنش در می ره که برای دیدن شما امدم و حرفم راجع جمره است. جمره دیر می رسه سر کار و وقتی می رسه زینب را در اتاق جان می بینه. زینب توی این فصل موهاشو تا سرشونه هاش کوتاه کرده و همه را پیتاژ کرده. با کلی ناز و اطوار داره با جان حرف می زنه جمره شوکه زینب را نگاه می کنه که زینب می گه من طراح این شرکت شدم . خلاصه وقتی می ره بیرون با کلی کینه و تیکه به جمره می گه که می خوام برم بانو جون را ببینم و جمره می بینه که چه خنده ای با بانو سر داده. چقدر این دختر اطواری شده توی این فصل. وقتی داره می ره بوراک زینب را می بینه و شوکه می شه و همین طور با نگاش تعقیبش می کنه. در شرکت پیشنهاد افزایش سرمایه دادن و بوراک که پول نداره یا باید سهامش را واگذار کنه یا در عرض یک ماه سرمایه اش را سه برابر کنه این نقشه گونه ی است برای بیرون کردن بوراک. بوراک بعد شرکت باز زینب را می بینه و با ماشین داره تعقیبش می کنه که ناگهان تصادف می کنه. زینب هم با عشوه یک لبخند می زنه و می ره

 

خلاصه قسمت 110 سریال کوزه ی گونه ی

مامان کوزه ی از دست سیمای قهر می کنه و بدون اینکه به بابای کوزه ی بگه می ره خونه بانو. اونجا می ره تو اشپزخانه و به خدمتکارا کمک می کنه گونه ی بی چاره ابرو حیثیتش می ره هر چی می گه مامان بیا بشین می گه نه من می خوام کار کنم و ابرو مامان بانو هم که همش داره زیر زیرکی می خنده. کوزه ی زینب را می بینه و زینب می گه به خاطر بابام برگشتم و هیچی نمی تونه منو از هدفم دور کنه. کمیسر شرف و کوزه ی دارن با سیمای حرف می زنن . شرف می گه اینکه این همه نفر داره چرا برای یک موضوع مثل دعوا رفته زندان. سیمای می گه من فایل کامپیوترش را باز کردم یک فایل بود به اسم دنیز که توش فقط سه تا پا بود پای یک زن پای یک مرد و پای یک بچه. شرف به فکر فرو می ره و با تحقیق می فهمه که فرهاد یک دختر به نام دنیز داره. سامی همه لباس های هندان را با قیچی تیکه تیکه می کنه و می فرسته خونه بانو در یک چمدان باز می شه و هندان لباس های تیکه تیکه اش را می بیند به گونه ی می گوید من دیگه نمی خوام به خانه این مرد برگردم و گونه ی مامانش را دلداری می ده. جمره به گلتن می گه که زینب کاراش عجیبه اون طراح لباس است حالا شده واسه من طراح معماری و برای این شرکت کار می کنه نمی دونم چی تو سرش می گذره. گلتن می گه اون می خواد به کوزه ی نزدیک باشه و یاد حرف هاش با باریش می افته که به باریش گفته با جمره ازدواج کن و عشقت را بهش ثابت کن من هم هر کاری از دستم بربیاید برایت انجام می دهم. دختر علی به استانبول می اید ولی کوزه ی یک سری از افراد بکری را می فرستد تا با ماشین جلوی تعقیب شرف را بگیرند و خودش دنبال ماشین دنیز می رود

خلاصه قسمت 111 تا 113 سریال کوزه ی

دوستان این سه قسمت بسیار قشنگ بود. کوزه ی دنبال دنیز دختر فرهاده و دم هتل  کیف دنیز را می دزدند که کوزه ی دنبال کیفش می کنه که نمی تونه دزدها را پیدا کنه. با دنیز اشنا می شه و خودش را شرف معرفی می کنه دنیز می گه که دنبال قبر مامانم هستم. شب کوزه ی دنیز را به بیرون دعوت می کنه تا ازش حرف بکشه. از طرفی تولد بانو است و هندان به زینب زنگ می زنه که برن بیرون و لباس برای هندان بگیرن. زینب با کینه می گه که رابطه اش با کوزه ی را به خاطر جمره تمام کرده. هندان می ره این رو می گذاره کف دست گونه ی و گونه ی می گه دیدی اینا من رو نادیده گرفته بودن . حالا انگار خودش زن نگرفته. زینب هم به مهمانی دعوته و با یک پسر مانکن امده. کوزه ی دنیز را به همون جایی می بره که تولد بانو است مامان کوزه ی می بینه و از همون بالا شروع می کنه به کوزه ی کوزه ی کردن . کوزه ی که می بینه اوضاع بی ریخته سریع دنیز را می بره ولی هم گونه ی و هم زینب می بینن که کوزه ی با  یک دختر بوده. گلتن باریش را دعوت کرده خونه شون و باریش به جمره می گه که فردا می ام دنبالت بریم برای من خونه ببینیم و جمره تو رو در بایستی قبول می کنه. زینب می بینه باریش داره از خونه می اید بیرون و برای اتش زدن جمره می ره خونه شون و به جمره می گه کوزه ی با یک دختر بوده. جمره حالش بد می شه گلتن می گه از روی حسودی می گه . جمره طاقت نمی اره و به کوزه ی زنگ می زنه و می گه دلم برات تنگ شده و بیا حتی یک ثانیه ببینمت. کوزه ی با دنیز حسابی حرف می زنه و موقع رسوندن دنیز او را می بوسه. که شرف می بینه و کلی سر به سرش می گذارد. دوست دنیز به هتل زنگ می زنه و دنیز شک می کنه که اون شماره هتل را نداشت پس به کوزه ی می گه باید از هتل برم و کوزه ی ه م باهاش می ره. کمیسر شرف می گه برید این هتل و ادرس را براش اس مس می کنه و کوزه ی به دنیز قول می ده که قبر مامانش را پیدا کنه. از طرفی فرهاد می گه دخترش برای انتقام برگشته. فردا صبح جمره زینب را می بینه و می گه می دونم از روی حسودی اون حرف ها را زدی که زینب می گه من خودم را اویزون کسی نمی کنم تو این کار را می کنی چند سال پیش کوزه ی گفته دوستت داره تو دیگه ول نمی کنی. بوراک می ره پیش باریش و می گه برای اینکه نگم تو تو سندها ی بانو دست بردی ده درصد سهامت را باید به من بدی.که باریش عصبی می شه. جمره تابلویی که از عکس های خودش و علی و کوزه ی درست کرده را به خونه کوزه ی می بره و به سیمای می ده که می گه بده به کوزه ی و کوزه ی خیلی خوشحال می شه و اس مسی تشکر می کنه. گونه ی به مسئول شرکت دستور داده که دیگه پرداخت هایی که کوزه ی گفته به حساب خانواده علی و دمت بدهند را نپردازه و می ره پیش پدرش و می گه کوزه ی داره با یک دختر خوش می گذرونه فقط سیمای را اورد اونجا که زندگی مامانم را به هم بریزه و از این طریق داره انتقام می گیره. سامی باز دفاع می کنه که گونه ی می گه باید چند روز دیگه بیاد گزارش کار به من بده

خلاصه قسمت های 114 و 115 سریال کوزه ی

بچه من یکشنبه موفق نشدم این سریال را ببینم تا اونجا که متوجه شدم را برای شما می نویسم اگر وقت کردم و جمعه دیدم ادامه اش را برایتان کامل می گذارم.

گلتن به کوزه ی می گوید که جمره را فراموش کند کوزه ی با گریه به گلتن می گوید که جمره تنها عشق او در زندگی است و او را از جمره جدا نکند. در ماشین یک نفر با زنجیر گلوی کوزه ی را فشار می دهد گویا از طرف فرهاد بوده است.

کوزه ی می فهمد که گونه ی پول ماهیانه خانواده علی ودمت را قطع کرده و به سراغ گونه ی می رود. در شرکت جمره مشغول صحبت با باریش است که زینب می رسد می خواهد بی اجازه وارد اتاق جان شود که جمره نمی گذارد اما زینب می رود بانو هم انجاست و زینب با کلی ادا و عشوه که حرص جمره را در بیاورد به اتاق جان و بانو می رود. کوزه ی عصبی وارد شرکت می شود و گونه ی را می گیرد توی اسانسور می اندازد و به پشت بام می برد و انجا حسابی گونه ی را می زند گونه ی هم می گوید دیدی با یک تلفن کارت را بهم ریختم کوزه ی می گه قسم می خورم تا سال دیگه همین موقع موقعیت بهتری از تو داشته باشم جمره و بقیه هم خود را می رسانند گونه ی می گه تو عشقت را به جمره ابراز کردی. کوزه ی با عصبانیت از شرکت خارج می شود جمره به دنبالش می رود و کوزه ی جمره را از خود می راند و می گوید که دیگر نمی توانی با من باشی و باید از من دور باشی و می رود جمره ماشین یکی از کارکنان را می گیرد و دنبال کوزه ی می رود کوزه ی پیش دنیز می رود در انجا شرف نگذاشته دنیز از هتل خارج شود اما شرف سوتی می دهد و کوزه ی را با نام اصلی اش یعنی کوزه ی می خواند و دنیز می فهمد که نام او شرف نیست کوزه ی است و می گه تو کی هستی کوزه ی اون را محکم می گیره و از ساختمان می ره بیرون جمره بدبخت هم انها را با هم می بیند همان جا یک نگاه با حسرت به کوزه ی می کند و به باریش زنگ می زند و می گه من با ازدواج موافقم. جمره و باریش را سر سفره عقد نشان می دهد و بعد فلش بک می زند جمره با ماشین به جایی می زند مادرش می رسد و او می گوید با باریش ازدواج می کنم. شب باریش با دو دسته گل به دیدن انها می رود و با هم بیرون می روند. باریش به جمره می گوید تو گفتی وقتی با کسی ازدواج کنی همه چیزت را فداش می کنه پس می خوای این کار را بکنی. جمره می گه من به تو اعتماد کردم و اگر در ان خانه بودی با تو ازدواج نمی کردم اما حالا می کنم. بانو و گونه ی جان را تحت فشار گذاشته اند که جمره را اخراج کند جان به جمره زنگ می زنه و می گه چند روز نیا شرکت تا من اوضاع را درست کنم. جمره موضوع را به باریش می گوید. کوزه ی که دنیز را به اداره پلیس می برد

 

خلاصه قسمت 116 سریال کوزه ی

وای بچه ها این قسمت از اون قسمت قشنگ های سریال بود از دستش ندهید.

باریش با اهنگ می خواد حلقه را دست جمره بکنه که جمره به جای اون کوزه ی را می بینه که داره بهش پیشنهاد می ده کوزه ی از پشت شیشه داره نگاه می کنه و حالش بده و اهنگ شکایت که یک بار پخش شده بود پخش می شه و کوزه ی وقتی جمره عزیزش را با باریش می بینه داغون می شه گلتن هم کوزه ی را می بینه اما صداش درنمی اید. فرداش جمره می ره دفتر جان و استعفا می ده بعد می ره پیش گونه ی و بانو و بانو می گه تو اخراجی جمره بهش می گه شما دو تا خیلی به هم می اید و از اتاق خارج می شه. جان بهشون می گه قبل از شما جمر ه خودش امده بود استعفا داده بود و بانو اتش می گیرد مامان بانو می بینه جمره سوار ماشین باریش شد به باریش زنگ می زنه و باریش می گه جمره قراره زن قانونی من بشه. بانو و گونه ی قیافه شان دیدنی می شه. گونه ی می ره کلی نوشیدنی می خوره می ره خونه مامانش سیمای تنهاست می ره توی اتاق کوزه ی اون تابلویی که جمره درست کرده می بینه و می گه ببین عکس من اینجا نیست و تابلو رو پاره می کنه با سیمای صحبت می کنه و می گه کوزه ی دست روی هر کسی گذاشت بدبختش کرد حالا نوبت جمره است کثافت نمی خواد به سیمای هم رحم کنه که کوزه ی می رسه. با هم حرفشون می شه می گه شنیدی جمره می خواد زن باریش بشه تو به خاطر حرف من از جمره گذشتی. من جمره را به خاطر اینکه به تو مدیون بودم و فهمیدم که تو عاشقش هستی ول کردم. کوزه ی یک بسته پول از جیبش در می اره و می گه بیا این پول ها را بخور تو به خاطر پول جمره را ول کردی نه به خاطر من. می خواد پول ها را به زور توی دهان گونه ی کنه که سامی می رسه یک کشیده به کوزه ی و یکی به گونه ی می زنه می گه این همه پول را از کجا اوردی کوزه ی یادش می اید که پیش رییس شرکتی که با ماکارا قرارداد بسته بود رفته و برای شعبه های جدید از او پول گرفته بود. گونه ی می گه کوزه ی به خاطر تو بابا داره مامان را طلاق می ده و می ره. کوزه ی می گه درسته که سامی می گه تو دخالت نکن. باریش و جمره قرار 17 همان ماه ازدواج کنن. کوزه ی می ره پیش دمت و اون این را به کوزه ی می گه کوزه ی حالش خراب می شه و می گه چرا انقدر زود. دمت می گه اگر دوستش داره زود باش. کوزه ی می گه اون خودش عاقله و می تونه خودش تصمیم بگیره.

.

خلاصه قسمتهای 117 تا 119

هندان می آید در آرایشگاه و داد می زنه جمره حق نداره زن باریش شه و زندگی گونه ی را به هم بزنه یک دعوای حسابی می شه بین گلتن و هندان. کوزه ی به جمره زنگ می زنه جمره حمامه گلتن قطع می کنه روز عروسی جمره به کوزه ی زنگ می زنه و می گه تو بودی که من رو نخواستی. زینب ادرس مراسم را اشتباه به گونه ی می ده گونه ی ادرس را به کوزه ی اس مس می کنه. کوزه ی گونه ی بانو و ابرو همه اشتباه می رن جمره با بغض بله می گه. کوزه ی به موبایل جمره زنگ می زنه گلتن می گه عقد کرد. کوزه ی می شکنه می ره مسابقه بوکس نزدیکی جمره به باریش هم زمان با ضربات مشت کوزه ی میکس شده اشک جمره مشت کوزه ی . دردناک بود. گونه ی می ره سراغ زینب دعوا می کنه و می گه تو خیلی خطرناکه. بوراک پیشنهاد شام بهش می ده که زینب قبول نمی کنه. شرف با کوزه ی درددل می کنه که زنش در زلزله مرده. سامی با اسلحه غیبش زده. مامان سیمای به اجبار فرهاد می ره دیدن سیمای و یک گوشی بهش می ده. کوزه ی که فهمیده دنیز خودکشی کرده ازش عکس گرفته عکس ها را به مامان سیمای می ده. فرهاد دیوانه می شه و قرار می گذارد . کوزه ی لباس خونی علی را زیر لباسش می گذارد و سرقرار می رود. بانو و ابرو باریش را تهدید می کنند که اگر طلاق نگیرد از او به خاطر امضای جعلی اش پای مدارکش شکایت می کند. جمره با گریه باریش را می راند و باریش به اتاق دیگر می رود. کوزه ی ساز جمره را می شکند اما خرده اش را زیر تختش می ریزد

خلاصه قسمت 120 کوزه ی

بچه ها این قسمت از اون قسمت قشنگ ها بود از دستش ندهید.

بانو وقتی با باریش داشت راجع شکایت مادرش حرف می زند بسیار عصبی بود و در میان حرف هاش می گفت که کوزه ی و گونه ی هم برای عروسی امده بودند از طرفی زینب هم به جمره گفت که کوزه ی امده بود به ادرس اشتباهی. جمره حسابی درگیره و به گلتن می گه به موبایلم زنگ نزد چرا ادرس اشتباهی رفت اگر می ر سید من عقد را به هم می زدم. گلتن هی جمره را دلداری می دهد و می گه تو دیگه شوهر کردی. باریش برای جمره یک لباس زیبا و یک جعبه جواهر می فرستد و گلتن حسابی ذوق مرگ می شود. افراد فرهاد باریش را گروگان گرفته اند و او را مجبور می کنند به جمره زنگ بزند و بگوید که برایش یک ماشین می فرستد تا به جشن برود افراد فرهاد جمره را به گروگان می گیرند. سامی به گونه ی زنگ می زند و می گوید در تعقیب کوزه ی است و سریع خود را برساند. فرهاد و کوزه ی روبرو می شوند کوزه ی می خواهد با پیراهن خونی علی او را خفه کند فرهاد می گوید که اگر من بمیرم جمره هم می میرد و افرادش جمره را می اورند. کوزه ی به جمره نگاه می کند فرهاد می گوید انتخاب با توست عشقت جمره یا برادرت علی. جمره می گه اسلحه ات را ننداز اما کوزه ی این کار را می کند جمره به سمتش می رود و می گوید خیلی دوستت دارم من اون روز نفهمیدم که اومدی دنبالم. صدای گلوله می اید کوزه ی سریع جمره را به سمت خودش می کشد گلوله به گلوی فرهاد خورده و مرده است. کوزه ی فریاد می زنه کی این کار را کرد من باید می کشتمش من باید انتقام علی را می گرفتم از ان طرف گونه ی و کمیسر شرف می ایند. کار گونه ی بوده بچه ها قسمت های بعد نشان می دهد. همه به اداره پلیس می روند باریش هم فرار کرده در جنگل خودش را به افراد پلیس می رساند